روى منبر كشتن او را اجازه ( فرمان ) داده بود .
فزارى گفت : اى امير المؤمنين ! هرگز قومى را اينچنين شاد مانند شادى شاميان بعد از كشته شدن محمد بن ابى بكر نديدم . على عليه السّلام پاسخ داد : اندوه ما بر كشته شدن او مانند شادى آنان بر كشتن اوست و شايد از آن هم بيشتر باشد .
فزارى گويد : اندوه على عليه السّلام براى از دست دادن او عظيم بود ؛ به گونهاى كه اين اندوه در چهرهاش نمايان بود . او برخاست و بر منبر رفت و بعد از حمد و ثناى خداوند متعال گفت : « 1 » آگاه باشيد كه مصر فتح شد . « 2 » محمد بن ابى بكر در جوار رحمت الهى قرار گرفت .
اما به خدا سوگند ، او از كسانى بود كه قضاى الهى را انتظار مىكشيد ، براى رضاى خدا مىكوشيد و مورد خشم فاجران و ستمكاران و خواهان هدايت مؤمنان بود . به خدا سوگند ، من خود را به سبب كوتاهى و ناتوانى در اين مورد سرزنش نكنم ؛ چرا كه در سختىهاى جنگ چون فردى آگاه با جديت كوشيدم . من همواره در اين كار پيشگام بودهام و با حزم و احتياط آشنا هستم ؛ اكنون در پيش شما نظر خود را علنى اعلام مىكنم و فرياد مىزنم « 3 » و يارى مىخواهم ؛ آيا شما سخن مرا نمىشنويد و امر مرا اطاعت نمىكنيد تا جايى كه پايان كارها را به تباهى برسانيد ؟ « 4 » با شما نمىتوان گرهى را گشود و كينهاى را از بين برد . از شما خواستم بعد از گذشت پنجاه و چند شب به يارى برادرانتان بشتابيد ، ولى مانند شتران چموش « 5 » ناله كرديد و روى زمين سنگين شديد ( چسبيديد ) ، مانند كسانى كه نيت و قصد جهاد با دشمن را ندارند و به دنبال اجر و پاداش نيستند ، آنگاه از شما عدهء كمى با روحيهاى ضعيف خارج شدند ؛ شما مصداق اين آيه بوديد :
كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
« 6 » .
هامش
( 1 ) . اين خطبه در الطبرى 5 / 108 و شرح نهج البلاغه 2 / 323 آمده است .
( 2 ) . در دو منبع قبلى آمده است : آگاه باشيد كه مصر در صبح امروز فتح شد .
( 3 ) . در طبرى آمده است : با زبان فصيح فرياد زدم .
( 4 ) . در طبرى آمده است : به پايان ناصواب رسانيديد .
( 5 ) . در طبرى آمده است : شتران دهن گشاد و در شرح نهج البلاغه آمده است : شترى كه سينهاى مجروح دارد .
( 6 ) . انفال / 6 ( گويى به سوى مرگ مىروند در حالىكه آن را مىنگرند ) .