تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
ناميدند . او فرزند مالك بن عمرو بن مرة بن مالك بن حمير بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان « 1 » بود . اما مادر زيد بن حارثه ، سعدى دختر ثعلبة بن عامر بن عبد عامر بن أفلت بن سلسلة از بنى معن از قبيلهء طىء بود . سعدى مادر زيد ، به ديدار قومش مىرفت « 2 » در حالىكه زيد همراهش بود . گروهى از سواران بنى القين بن جسر در جاهليّت به هنگام تهاجم به سوى خانه‌هاى بنى معن ، زيد را ، كه جوانى بالغ و در كنار مادر در ميان آن قبيله ساكن بود ، با خود بردند و او را در بازار عكّاظ براى فروش عرضه كردند . حكيم بن حزام بن خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصى « 3 » وى را چهار صد درهم براى عمهء خود خديجه خريد . هنگامى كه خديجه با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ازدواج كرد ، زيد را به ايشان هديه داد و رسول خدا او را در اختيار خود گرفت . در حالىكه پدرش حارثة بن شراحيل در فقدان او چنين سرود « 4 » :
بكيت على زيد و لم أدر ما فعل * أحىّ فيرجى أم أتى دونه الأجل فو اللّه ما أدرى و إنّ كنت سائلا * أغالك سهل الأرض أم غالك الجبل تذكرنيه الشمس عند طلوعها * و تعرض ذكراه إذا قارب الطفل و إن هبّت الأرواح هيّجن ذكره * فيا طول ما حزنى عليه و ما وجل سأعمل نصّ العيش فى الأرض جاهدا * و لا أسأم التطواف أو تسأم الإبل حياتى أو تأتى علىّ منيّتى * و كل امرىء فان و إن غرّه الأمل
هامش
( 1 ) . در الاستيعاب آمده است : نسب او را ابن كلبى و ديگران نيز اين‌چنين گفته‌اند . احتمالا در ذكر اسامى اختلاف داشته باشند و بعضى از اسامى را بر ديگرى تقدم داشته يا بر آن افزوده‌اند . در اين باره رك : المعارف 151 و ابن هشام 1 / 247 . ( 2 ) . اين متن در الاستيعاب به روايت زبير از مدائنى از ابن كلبى از پدرش ، از جميل بن يزيد كلبى ، از ابى صالح ، از ابن عباس نقل شده است . اين داستان را ابن حجر در الإصابة ، از هشام بن محمد ابن سائب بن كلبى ، از پدرش و از حميد بن مرئد طائى و ديگران نقل شده است . ( 3 ) . حكيم بن خزام برادرزادهء حضرت خديجه ( س ) از مؤلفة القلوب ( آزادشدگان پس از فتح ) بود كه در جنگ حنين شركت كرد و از غنايم آن صد شتر گرفت . اسلام او بعدها تثبيت شد . وى را از آگاهان قريش به انساب دانسته و اخبارى را از او نقل كرده‌اند . او در 50 ق درگذشت . مطالب ديگرى نيز در مورد او گفته شده است . ( الاصابة ، 1 / 348 ) ( 4 ) . اين ابيات در سيرة 1 / 248 ، الاستيعاب 1 / 527 و اكثر كتابهاى مربوط به زندگينامهء صحابهء پيامبر ( ص ) آمده است .