ميدان كارزار رفت و چنين سرود :
إنى إذا اعرف يوما أصبر * اذ بعضهم يعرف ثم ينكر
[ من از روزى كه جنگ را شناختم ، صبر كردم ، برخى با آن مأنوس شدند و برخى انكارش كردند ] .
وقتى مادرش سخن او را شنيد ، گفت : انشاء الله ؛ صبر پيشه كن ، تو پدرت زبير و ( پدربزرگت ) ابوبكر و مادرت ( مادربزرگت ) صفيه دختر عبد المطلب است .
عبد الله به ملاقات دشمن رفت . چندين مرتبه حمله كرد و آنان را شكست داد تا اينكه كشته شد . مصعب بن ثابت بن عبد الله بن زبير گويد : مادرش ده روز بعد از او بيشتر زنده نماند . « 1 »
176 . داستان محبت رسول خدا به زيد
زبير از على بن محمد بن عبد الله ، از هشام بن محمد بن سائب كلبى ، از پدرش ، از جميل بن مرثد كلبى و ديگران برايم نقل كرد و بعضىها نيز اين حديث را از ابى صالح از ابن عبّاس روايت كردند كه :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به زيد علاقه و محبت داشت « 2 » . او پسر حارثة بن شراحيل بن عبد العزى بن امرىء القيس بن عامر بن نعمان بن عامر بن عبدودّ بن عوف بن عذرة بن زيد اللّات بن رفيدة بن ثور بن كلب بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن حاف بن قضاعة ، و نام قضاعة عمرو بود . چون از قومش بريده و دورى جسته بود ، او را قضاعه
هامش
( 1 ) . در الاصابه 4 / 225 ؛ از هشام بن عروه از پدرش نقل شده است كه اسماء دختر ابى بكر به سن يكصد سالگى رسيد در حالىكه پيرى او را از كار نيانداخت و عقلش را زائل نكرد . همچنين آمده است : او پس از فرزندش 20 روز و يا بيشتر زنده نماند . ابن عبد البر گويد : او در جمادى الاولى سال 73 در مكه پس از اندكى از قتل فرزندش از دنيا رفت . گويند در حيات اسماء پس از مرگ فرزندش اختلاف است . بعضى گفتهاند ده شب و بعضى 20 شب و بعضى بيشتر گفتهاند ( استيعاب 4 / 230 )
( 2 ) . در الاستيعاب 1 / 529 آمده است : به زيد بن حارثه ، محبوب رسول الله گفته مىشد . از ايشان كه بر او درود و سلام باد نقل كردند كه فرمود : محبوبترين مردم نزد من كسى است كه خدا بر او نعمت داده و من نيز به او نعمت دادهام . يعنى زيد بن حارثه . بخارى اين مطلب را اينگونه بيان كرده است : به خدا سوگند ، او شايستهء فرماندهى و در نزد من از دوست داشتنىترين مردم است .