تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
عبد الله بن خالد را به جاى خود گماشت و اين امر را براى معاويه نوشت . معاويه گفت : به خدا سوگند ، من او را ولايت و به نماز آنجا امامتش نمىدهم و به امور خراج آن شهر نمىگمارم . آنگاه معاويه ، عبد الرحمن بن ام حكم ثقفى « 1 » را به ولايت عراق گمارد . عبد الله بن خالد دو ميليون درهم از بيت المال برداشت و به مكه رفت ؛ زيرا آگاه شده بود كه معاويه ، عبد الرحمن بن ام حكم را به ولايت آنجا گمارده است . پس وقتى معاويه خبر يافت او از بيت المال پول برداشته است ، گفت : سپاس خدايى را كه قدرت ما از اوست . به خدا سوگند ، دست او را در تصرف بيت المال باز نمىگذارم . آنگاه به سوى عنبسه فرستاد و گفت : خداوند براى تو امكان انتقام « 2 » را فراهم ساخته است و او را آگاه كرد كه عبد الله به بيت‌المال دست‌درازى كرده است . معاويه ، عنبسه را به ولايت حجاز گمارد . او خود را آماده ساخت و نزد معاويه رفت تا خداحافظى كند . معاويه به او گفت : با عبد الله بن خالد چه مىكنى ؟ گفت : به خدا سوگند ، دست و صورتش را مضروب مىسازم . معاويه گفت : تو خيلى شجاع شده‌اى . به خدا سوگند ، تو از خاندان او هستى ، با عبد الله چنين مىكنى ؟ به خدا سوگند ، من از او خشمگين و عصبانى بودم ، با اينكه از زور و اجحاف او نسبت به تو آگاه شدم ، از او چشم پوشيدم . كار او را به خدا وامىگذارم . هرگز به او در اين مورد مطلبى ننوشتم . عبد الله بن خالد مانند تو يا من نيست ؛ اگر اين‌چنين كنى تو را از كار بر كنار كنم .

161 . استمداد معاويه از عمرو بن عاص در جنگ با على ( ع )

زبير از عمر بن ابى بكر مؤملى ، از عبد الله بن ابى عبيدة بن محمّد بن عمّار بن ياسر برايم نقل كرد و گفت : ابو مسلم خولانى « 3 » ، يكى از پرهيزكاران شام ، نزد معاويه رفت و گفت : اى معاويه ، با
هامش
( 1 ) . عبد الرحمن پسر ام حكم دختر ابى سفيان و پدرش عبد الله بن ابى عقيل ثقفى است . معاويه او را به عنوان والى كوفه در 57 ق برگزيد و بعد او را عزل كرد و به ولايت مصر و بعد الجزيره منصوب شد و تا زمان فوت معاويه در آنجا بود . ( الاصابة 3 / 7 ) ( 2 ) . منظور انتقام از حدّى است كه عبد الله قرار بود بر عنبسه به خاطر شرب خمر بزند . - م ( 3 ) . عبد اللّه بن ثوب ، زاهد معروف و از بزرگترين تابعين بود كه در 62 ق وفات يافت و در دمشق دفن شد -