نشنيدهام . آيا تو در مورد محمّد بن ابى حذيفه و يارانش كه از زندان گريختند ، امپراطور روم كه در نامهاى مرا تهديد كرده است و نيز على بن ابيطالب عليه السّلام كه نيروهايش را در عراق سازماندهى مىكند ، راه حلى دارى ؟ عمرو بن عاص گفت : نبايد اين امور تو را نگران كند . اما در مورد فرار محمد ، نيروهايت را پنهانى به دنبال آنان بفرست كه در راههاى پنهانى و آشكار آنان را دنبال كنند ، اما وارد جنگ نشوند . براى امپراطور روم نيز هدايايى بفرست تا از حمله منصرف شود . اما على بن ابيطالب عليه السّلام كه فردى جليل و گرانقدر است ، كسى چون او تا به حال به سوى تو نيامده است . او نيروهايش را در عراق جمع كرده است . پس نيروهايت را بر ضد او جمع كن و به سوى او بتاز و به خداوند عليم پناه ببر . در اين هنگام معاويه مردى از قبيلهء خثعم ، كه عبيد الله بن عمرو نام داشت ، را براى جستجوى محمد بن ابى حذيفه اعزام كرد كه در غارى به وى رسيد و او را به همراه علقمة بن عديس البلوّى « 1 » ، قاتل عثمان ، يافت . لذا آن دو را به قتل رساند و هدايايى نيز براى امپراتورى روم فرستاد . كه وى از جنگ منصرف شد . اما على بن ابى طالب عليه السّلام تمام مردم را جمع كرد و براى جنگ با معاويه خارج شد .
162 . خطبهء ابتر زياد
احمد بن سعيد از محمد بن سلام جمحى ، از ابى بكر هذّلى نقل كرد و گفت :
هنگامى كه زياد بن ابيه بر بصره حاكم و به آنجا وارد شد ، خانههايى را كه از نى ساخته بودند ديد و گفت : چه بسا كسانى براى امارت من شاد باشند ، اما سودى براى آنان نداشته باشد و چه بسا كسانى آن را بد پندارند ، اما ضررى به آنان نرساند . بعد با وقار به سمت منبر رفت و در حالىكه دستار و عبايش را جمع كرده بود و بوى خوشش در فضا مىپيچيد ، خطبهء بتراء را شروع كرد . « 2 » در اين خطبه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درود نفرستاد و بعد
هامش
( 1 ) . در منابع عنوان شده كه فردى به نام عبد الرحمن بن عديس البلوّى عثمان را به قتل رساند و در جايى نام علقمه را ذكر نكردهاند ( در اين باره رك : التمهيد و البيان فى مقتل شهيد عثمان و نيز الطبرى 4 / 348 ، ابن سعد 3 / 1 / 44 و ابن الاثير 3 / 168 ) - م
( 2 ) . در البيان و التبيين 2 / 6 خطباى پيشين و اهل فن ، خطبههايى را كه با حمد و ثناى خداوند شروع نشود و با تعريف و تمجيد از خود شروع شود ، بتراء گويند يا به عبارتى ديگرى خطبهاى را كه با نام خداوند آغاز نشود -