عبد الله بن حسن « 1 » بر ابن ابى عاصيه وارد شد . بين آن دو مجادله درگرفت و عبد الله با ابن ابى عاصيه تند شد . او نيز به خشم آمد و گفت : تو را مىكشم . به خدا سوگند ، تو را به صد ضربه شلاق مىزنم . خبر اين ماجرا به منصور رسيد . منصور به زياد بن عبد الله نامه نوشت كه ابن ابى عاصيه را با آهن و زنجير به بند كشند و نزدش بفرستند . زياد نيز چنين كرد . وقتى ابن ابى عاصيه بر منصور وارد شد گفت : اى امير المؤمنين ، من سخنى نگفتم مگر اينكه از نيت او باخبر شدم و من گويندهء اين شعرم :
ليحبسكم أن تمنعوا بنباحكم * ثمرات ينبع شر دار ينبع
هلّا أميّة و هى ظالمة لكم * و لها عليكم رحالة لا تنزع
ركبوك مرتحلا فظهرك منهم * دانى الحراقف و الفقار موقع
كالكلب يألف خانقيه و ينتحى * نحو الذين بهم يعزّ و يمنع
[ بانگ سگان ، شما را براى بازداشتن از ميوههاى ينبع ، كه بدترين ميوههاى اين سرزمين است محبوس و زندانى كرده است ، آگاه باشيد كه اميه در حق شما ستم كرد و در مورد شما نيتى داشت كه از آن دور نشد ، بارى را بر پشت تو نهادند و قسمت پايين استخوان نشمينگاه و ستون فقراتت جايگاه آنان گشت ، مانند سگى كه به قلادهاى كه در گردن دارد عادت مىكند و به طرف كسانى كه ارجمند عزيز مىداند متمايل مىشود ] .
هامش
- مكه و مدينه قرار داشته است . ( المغانم المطابة ، ص 440 ) . امروز ينبوع يا ينبع در غرب مدينه ( در ساحل درياى سرخ ) و در 213 كيلومترى مكه واقع و به عنوان يك شهر بندرى از رونق برخوردار است . از آنجا كه اين قريه چشمهها و آبهاى فراوانى داشته به اين نام مشهور شده است . پيامبر ( ص ) اين منطقه را به عنوان سهم غنيمت جنگى امام على ( ع ) در غزوهاى در اختيار ايشان قرار داد و امام على ( ع ) در آنجا به حفر چاهها و ايجاد نخلستان پرداخت . پس از شهادت امام ، اين مكان به امام حسن ( ع ) و سپس به سادات حسنى واگذار شد . در آن مكان مسجدى ساختند كه محل نماز خواندن پيامبر ( ص ) بوده است . ( ابن رشيد فهرى ، مل العيبه بما جميع به طول الغيبه ص 278 ) . - م
( 1 ) . وى عبد الله بن حسن بن زيد بن حسن بن على ( ع ) معروف به عبد الله محض است كه فرزندش محمد نفس زكيه بر ضد منصور و خلافت عباسى قيام كرد و به شهادت رسيد . در جلسهاى در حيميمه شام ، وقتى دعوت عباسى آغاز شد ، همهء سران و رجال در آن جلسه به خلافت محمد نفس زكيه رأى دادند ، كه منصور عباسى هم كه در آن روز ردايى زرد بر تن كرده بود جزو آنان بود و با وى بيعت كرد ؛ اما وقتى قدرت به عباسيان منتقل شد ، حق بنىهاشم را ناديده گرفتند . ابتدا عبد الله محض را به زندان افكندند تا پس از مدتى بر اثر سختىهاى زندان از دنيا رفت و آنگاه فرزندش ، محمد را كه براى احقاق حق خود دست به قيام زده بود ، در اطراف مدينه به سال 145 ق به شهادت رساندند . - م