[ هان ! اين پيام را به معاوية بن حرب برسان كه شما خشم و كينه را به سينههاى ما رسانديد . به وسيلهء ما جانهايتان را از مرگ محافظت مىكنيد ، باشد كه چرخش روزگار طورى بچرخد كه جنگى عظيم بوجود بيايد . جنگى كه در آن افراد خاندان اموى و ثقفى از ترس به هركس و هر چيز پناه بياورند ] .
و نيز سرود :
صار العزيز ذليلا و الذليل له * عزّ و صار فروع الناس أذنابا
إنى لملتمس حتى يبين لى * فيكم متى كنتم للناس أربابا
فارقوا على ظلعكم ثم انظروا و سلوا * عنا و عنكم قديم العلم نسّابا
فسوف يضحك أو تعتاده ذكر * يا بؤس للدهر للإنسان ريّابا
قوم إذا راهنوا عن مجدهم جعلوا * تحت العجاجة للمسبوق جلبابا
شبابكم شرّ شبان علمتهم * قصرا و طولا و أعراضا و أحسابا
و شمطكم شرّ شمط الشيب مخبرة * و شرّهم فى ثنا أمر إذا غابا
يوصى أوائلهم بالنوك آخرهم * و شرّ من ذاق طعم النوك من شابا
إن تملكونا قليلا فى امارتكم * فقد ملكتم بنى الزرقاء أحقابا
قوم يرون بنى الأأرار نافلة * كانوا لهم خولا بردا و أسلابا
[ انسان عزيز و بزرگ ذليل شد در حالىكه براى فرد ذليل نيز عزتى هرچند ناچيز وجود دارد و انسانهاى شريف به افرادى فرومايه تبديل شدند . من پيوسته در جستجو هستم تا براى من روشن شود كه شما چه زمان ارباب و آقاى مردم بوديد ؟ ! از عيبهاى خود كمى فراتر برويد سپس نيك بنگريد و ملاحظه كنيد و از يك فرد قديمى عالم به علم انساب دربارهء اصل و نسب ما و خودتان سؤال كنيد . ( تا ببينيد كدام يك از ما با اصل و نسبتر است ؟ ) پس او خواهد خنديد و يا خاطراتى به ذهنش خطور مىكند ( دربارهء پستى اصل و تبار شما ) اى واى كه بدبختى و تيرهروزى زمانه نصيب انسانى مىشود كه كارهاى هولناك كرده است . همان مردمانى كه به هنگام مسابقه در عرصهء مجد و بزرگوارى فرومايگى برنده را در زير لباس گشادى پنهان مىكنند . جوانان شما از نظر ظاهر جسمانى ، كوتاهى ، بلندى ، آبرو و اصل و نسب بدترين جوانانى هستند كه تا به حال