تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نمىشود ) چرا كه جوانمردى در ميان قبيلهء حماس خيلى كم مىشود . زرنگى حسّان را در زمان هوشياريش برانگيختيد ( و او را آزموديد ) اميدوارم كه نادانى و ناتوانى هميشگى نصيب اولاد و نسل قبيلهء حماس شود . شما را پىدرپى از آبشخور و هجو مىنوشانند ، پس به پا خيزيد و به خود آييد ( به تمسخر ) . ( ولى حتى به پاخاستن شما نيز بيهوده است چرا كه ) انسان خوار و ذليل همواره ذليل است . اى واى بر مادرتان و بدا به حال پدرتان ، شيون و زارى و واويلايى كه هميشه در ميان شما باقى بماند ( هميشه به خاطر اصل و نسب بد خود بناليد و بگرييد ) از اينكه به پدر واقعى خود نسبت داده مىشويد نناليد و بىقرارى نكنيد ( كه اين كار بىفايده است ) چون پستى و فرومايگى باقى مىماند در حالىكه كوههاى به آن استوارى دچار فرسايش و زوال مىشوند . مردان بنىزياد تو را نزائيده‌اند ( تو را به وجود نياورده‌اند ) و مردان بنى صلاءة هم به كاروبار خود مشغول بوده‌اند . ( خبر ) يك بز كوهى بدون شاخى كه بچه دارد سبب شبروى ( و اضطراب و ناراحتى ) شما مىشود . اينچنين كه مذمّت و نكوهش ( بدى اصل و نسب ) هيچ وقت از شما دور نمىشود و از بين نمىرود . پستى و فرومايگى بر قبيلهء حماس فرود آمده پس آنان را نه كهنسال با هيبتى است كه در ميانشان آقايى كند و نه جوان عاقلى در ميان آنها يافت مىشود ] . او همچنين آنان را اين‌گونه هجو كرد :
اما الحماس فإنى غير شاتمهم * لا هم كرام و لا عرضى لهم خطر لا يربلون و لا يلفى لهم شبه * إلا التيوس على أكتافها الشّعر إن سابقوا سبقوا أو نافروا نفروا * أو كاثروا واحدا من غيرهم كثروا شبه الزغاليل لا دين و لا حسب * لو قامروا الزّنج عن أحسابهم قمروا
[ اما قبيلهء بنى حماس ؛ من آنها را ملامت نمىكنم چرا كه نه آنها انسانهاى باكرامتى هستند و نه شرافت و آبروى من شبيه به آنها است . تعداد و نسلشان افزايش نمىيابد و جز بزغاله‌هاى نرى كه بر پشتشان مو روئيده چيز ديگرى شبيه و نظير آنها نيست . اگر بخواهند سبقت بگيرند از قافله عقب مىمانند و يا اگر بخواهند در اصل و نسب فخر كنند ديگران بر آنها پيشى مىگيرند و اگر بخواهند در تعداد افراد و اموال بيش از ديگران