تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
در اين نامه به او خبر مىدهد كه ما بين من و او روابط و عهدهايى بود كه هيچ‌كدام رعايت نشد و مايهء نزديكى ما به يكديگر نگرديد . همچنين به او ( معاويه ) بگويد كه يزيد نه نوشته و نه حقى را از ما طلب نكرد ( پس حتما صاحب حقى نبوده ) چون صاحب حق آن را مىطلبد و اينكه يزيد از آنچه كه تغلب ادّعاى آن را مىكند كاملا دور ( و بىخبر ) است . « 1 » آنهايى كه طرف دعواى تغلبيان هستند افرادى پاكدامن و راستگو و نيك‌رفتارند و شما در اشتباهيد . « 2 » پس ما را بازيچهء اهل خانهء ( يزيد ) قرار ندهيد كه در اين صورت و در صورتى كه زنده بمانيم به او نشان مىدهيم كه با چه كسى بازى مىكند . و همچنين بدان كه اگر بخواهم دعوا و جنگ را مىخوابانم و اگر نخواهم آن را شعله‌ور مىسازم ] .

135 . آموزش هجو گفتن حسان به فرزندش عبد الرحمن

زبير از عمر بن ابى بكر مؤمّلى ، از زكريا بن عيسى ، از ابن شهاب ، از محمد بن حسن مخزومى ، از ابراهيم بن جعفر ، از سعد بن سعيد بن قيس انصارى نقل كرد و گفت : هنگامى كه عبد الرحمن بن حسان « 3 » مىخواست نجاشى « 4 » را هجو كند ، پدرش به او گفت : بيا و بخشى از شعرت را برايم بخوان . تو مىخواهى نجاشى ، مشهورترين شاعر عرب را هجو كنى . هنگامى كه عبد الرحمن شعرش را مىخواند ، حسان وسيله‌اى را كه در كنارش بود برداشت و به او زد . بعد به او گفت : اى حيوان كنيززاده ، آيا با اين ابيات مىخواهى او را هجو كنى ؟ برو تا قبل از صبح سه قصيده بگو . راوى گويد : او تا صبح سه قصيده گفت و صبح آن را به پدرش تقديم كرد . حسان به او گفت : پسرم ، برو كه شعر را در آغوش گرفتى . پسرش گفت : پدر ، اين وصيّت تو مانند وصيّت يعقوب به پسرش نبود « 5 » و برخاست . حسان گفت : اى پسر ، پدرت مانند يعقوب
هامش
( 1 ) . اين بيت در الحيوان جاحظ 6 / 354 آمده است . ( 2 ) . اين بيت در البيان و التبيين جاحظ ص 148 آمده است . ( 3 ) . عبد الرحمن فرزند حسان بن ثابت ، شاعر معروف و صحابهء رسول خدا ( ص ) از انصار بود . - م ( 4 ) . قيس بن عمرو بن مالك از بنى الحارث بن كعب ، كه به علت تيرگى رنگ پوستش به او نجاشى مىگفتند . او فاسق و به امور دينى بىتوجه بود . ( شرح حال او را در الخزانة 4 / 368 و الشعر و الشعراء 246 بخوانيد ) ( 5 ) . ر . ك : بقره / 132 .