تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

132 . خدعهء معاويه با عبد الرحمن بن حسان

زبير از عمويش هيثم ، و او از ابن دأب ، از شعيب بن صفوان « 1 » نقل كرد و گفت : عبد الرحمن بن حسان دختر معاويه را در شعر خود توصيف كرده بود . مردم به معاويه گفتند : او را چنان ادب كن كه باعث عبرت ديگران شود . معاويه گفت : با او به گونه‌اى ديگر برخورد مىكنيم . معاويه به او اجازهء ورود داد و او بعد از همهء ملاقات‌كنندگان وارد شد . معاويه او را در كنار تختش نشاند . بعد با وى مشغول گفت‌وگو شد و گفت : فلانى ( دختر ديگرش ) از تو خشمگين است . عبد الرحمن گفت : به چه دليلى ؟ گفت : تو خواهرش را مدح كردى و به او توجه نكردى . عبد الرحمن گفت : او بزرگوار و محترم است و چون مرا مورد سرزنش قرار داده است ، نام او را نيز در شعرم مىآورم و مدحش مىكنم . وقتى كه او اين كار را كرد و خبر به مردم رسيد . گفتند : ابن حسان نام دختر ديگر معاويه را نيز در شعرش ذكر كرده است . اين امر ، حكايت از عمق تدبر و دورانديشى معاويه داشت . « 2 »

133 . هجو انصار توسط اخطل

زبير از أثرم ، از ابى عبيده از ابوحيّه نميرى « 3 » از فرزدق روايت كرد و گفت : ما به همراه كعب بن جعيل تغلبى « 4 » ميهمان معاويه بوديم . او براى ما نقل كرد « 5 » كه يزيد
هامش
( 1 ) . اين خبر در الأغانى 15 / 110 با همين سند و در العفو و الاعتذار 1 / 58 نيز آمده است . ( 2 ) . در الأغانى اين‌گونه آمده است : كسى كه معاويه را مىشناخت ، مىدانست كه او دختر ديگرى ندارد . او به خدعه و نيرنگ گفت كه او در شعر خود او را نام ببرد و چون اين امر اصل و اساسى نداشت ، مردم گمان كردند او در مورد اولى هم دروغ گفته است ، هنگامى كه از دومى كه وجود نداشته ياد كرده است . ( 3 ) . در البيان و التبيين 1 / 172 أبو الرجيه آمده است . هيثم بن ربيع ، شاعر مخضر ميان است كه دولت‌هاى اموى و عباسى را درك كرد . او ترسو و بخيل بود و از فرزدق روايت مىكرد . ( در مورد زندگى او ، رك : الأغانى 16 / 236 و الثقافة و ابن المعتز 143 ) ( 4 ) . كعب بن جعيل بن عجرة بن قمير ، شاعر معاويه و اهل شام ، آنان را مدح و ثنا مىكرد و براى مردگان مرثيه مىسرود . او در جنگ صفين كنار معاويه حضور داشت و اشعار فراوانى در اين مورد سرود . ( براى شرح حال او رك : المرزبانى 323 ؛ الشعر و الشعراء ، ص 543 و ابن سلام 485 ) ( 5 ) . البيان و التبيين 1 / 172 و الشعر و الشعراء ، ص 394 .