به خدا سوگند ، من او را آزمودم . علفهاى زير شاخههايش ثابت است و بههم پيچيدگى ندارد . شاخههاى او محكم است و هيبتش شديد و خشن . صبر از او و يارانش رخت برنبست تا اينكه خداوند تحقق امرى را كه آنان دوست داشتند ، به انجام رساند ، در حالىكه او همانگونه كه خداوند بلندمرتبه خواسته بود ، در سرزمينش حاكم و خليفه بود . من در صدد خونخواهى برآمدم در حالىكه شما آماده اين كار نشديد و بر آن صبر كردم ، در حالىكه شما صبر نكرديد . پس كدام يك از ما براى سپاسگزارى محقتر است . من از شما يا شما از من ؟
با همهء آنچه از شما به من رسيده است ، با بردبارى خود با شما مهربانى كردم . با كوشش و تلاش خود ، شما را آزمودم . در اين مورد مانند شعر برادر بكر بن وائل بودم كه گفت :
اعوذ على ذى الذنب و الجهل منكم * بحلمى و لو عاقبت غرّقكم بحرى
فما بال من يسعى لأجبر عظمه * حفاظا و ينوى من سفاهته كسرى
[ من از جهل و گناه شما به خويشتندارى خود پناه مىبرم ؛ هرچند سرانجام در درياى صبرم غرق شويد . پس چه مىشود كسى را كه تلاش مىكنم تا براى حفاظت از جانش استخوان شكستهاش را ببندم از سر نادانى مىخواهد استخوانم را بشكند . شكر مىكنم خداى را كه مرا از شرّ آنچه نفسم به آن مىخواند ، در امان نگه داشت ] .
آنگاه معاويه گفت : اولين و آنگاه اولين مسئله اين است كه شما را تهديد كنم ؛ همانگونه كه شاعر گفته است :
لقد كدتم يا آل بكر سفاهة * تثيرون منّى اعصل الناب ضيغما
هزبرا هريتا يكره القرن قربه * اذا صال من بعد الزئير و صمّما
[ اى آل بكر ، شما از روى نادانى تلاش كرديد تا مرا همچون شيرى كه دندانهاى جلويش كج و محكم شده است تحريك كنيد و برانگيزيد ( ولى بدانيد كه : ) اين شير درندهء دهانگشاد ، كه همتايان او از نزديك شدن به او مىترسند ، بعد از نعره كشيدن با صلابت و محكم و مصمّم در مقابل آنها مىايستد ] .
اما عمرو بن عاص خودش حاضر است و مىتواند خودش جواب شما را دهد يا