كه از قديم در خاندان بنى حرب بن اميه بود . وجدانم به من امر مىكند كه حدّ خدا را در مورد شما اجرا كنم . امرى كه سعى دارم آن را انجام دهم ، شايد شما به آنچه من مىبينم ، بازگرديد . اگر دوباره براى چيزى كه از آن بيزارى مىجويم نزد من آييد . اول به شما آب تلخ مىچشانم . بعد از آن دوباره به شما آبى ناگوار مىنوشانم . شما را بر سرچشمههاى آبهاى تلخ وارد مىكنم . به گونهاى كه نتوانيد آنجا را ترك كنيد مگر از آن بخوريد و از همه جا به سوى شما بيايد ، تا اينكه بر ميزان صبر و بردباريم آگاه شويد اگر بخواهيد آن را قطع كنيد ، مجروح مىشويد و اگر بخواهيد تكانش دهيد ، زخمتان دردناك مىشود .
در مورد شما نزد من از لغزشتان سخن نگوييد ؛ چرا كه از اشتباهات شما نمىگذرم . سپس آنچه آسان است براى شما از طرف من سخت مىگردد ، شما بايد آنچه را بىارزش است رها كنيد . اما آنچه گفتيد كه من به حق شما و نسبت خويشى با شما سلطان و حاكم شدم . به خدا سوگند همانگونه كه مىدانيد ، اى آل ابى العاص ، عثمان بن عفان رحمة الله عليه كشته شد ، در حالىكه شما آنجا حاضر بوديد ، و من غايب بودم . به خدا سوگند كه سخاوت و مردانگى و ايثار در وجودتان نبود و او را به مرگ سپرديد . در حالىكه مرگ براى او با شمشيرها سخت مىشد ، او را يارى نكرديد . بيشتر از زبان و كلام ، براى ممانعت از آن كارى نكرديد . براى اين امر عذرخواهى نكرديد ، و آتش خشمتان شعلهور نشد . هم شما و هم تمام كسانى كه در اطراف او جمع شده بودند و به علت پيوند با شما كنار او گرد آمده بودند . به دليل حضور شما رگ گردن او قطع و خونش ريخته شد و حرمتش از ميان رفت ؛ اما آتشى نيفروختيد و به خونخواهى او برنخاستيد . تا اينكه من خونخواه او و قاتل فرزندان مادران شدم . من به خونخواهى او در جنگ با مردى « 1 » وارد شدم كه در آن سست نمىشد و كسى بود كه صفات و ويژگىهاى او را نمىتوان بيان كرد .
كسى كه اگر من بىتابى كنم او هرگز بىتاب نمىشود و اگر در حين توانايى به انجام كارى ، آزمند و حريص شوم ، او هرگز نمىشود . كسى است كه در كارش طمّاع نيست ؛ و از ترس او هرگز خواب بر چشمان نرود .
هامش
( 1 ) . منظور امام على ( ع ) و جنگ صفين است . - م