94 . بىتابى اموىها از ادعاى معاويه در مورد زياد بن ابيه
احمد بن سعيد از زبير ، از ابو الحسن لأثرم از ابى عبيده معمر بن مثنى برايم روايت كرد :
هنگامى كه معاويه ، زياد را به خود ملحق كرد « 1 » و عمرو بن عاص را بر خاندانش برگزيد و آن دو را بسيار به خود نزديك كرد ، بنىاميه از اين مسئله بسيار نگران و بىتاب شدند و در اين باره باهم به خانهء مروان بن حكم رفتند كه معاويه حكومت مدينه را براى او نوشته و به او امر كرده بود اين مسئوليت را چند روز امتحان كند . آنان ( بنىاميه ) به او گفتند : اى مروان ، تو بزرگ و مهتر ما هستى . تو مىدانى كه معاويه دست به كارى زده كه ما بر آن صبر و تحمل نداريم و هيچ آزادهاى هم از اينكه عمرو بن عاص را در خاندان ما وارد كرد ، خواب راحت ندارد ؛ چرا كه از ما نيست . معاويه مىخواهد او را بر زنان و حرم ما وارد كند . نظر ما بر اين است كه نزد او ( معاويه ) به روى و وى را مورد عتاب و سرزنش قرار دهى . « 2 » اگر بازگشت مىپذيريم و اگر سرپيچيد از او كناره مىجوييم . مروان گفت : به خدا سوگند ، چندين بار با او در اين مورد صحبت كردم . چيزى را كه دوست دارم ، نپذيرفت ؛ بلكه نسبت به من با خشم و غضب برخورد كرد و مىانديشيد كه من به تنهايى اين نقشه را طرح كردهام .
سعيد بن عاص به او گفت : اى مروان ، به خدا سوگند ، ما تو را در اين مسئوليت و تعهد حمايت خواهيم كرد . مروان گفت : به خدا سوگند ، مصالح شما را نسبت به تباه كردن عهد ( مسئوليت ) خودم ترجيح مىدهم تا تباه كردن شما براى مصالح خودم . پس نزد او برويد كه او مردى باهوش و زيرك و صاحبنظر است . و رو در رو با زبان خود با وى سخن
هامش
( 1 ) . زياد بن ابيه ، حاكم عراق ، براساس ادعاى معاويه ، فرزند ابو سفيان شد و او را برادر خود خواند ؛ به اين ماجرا در تاريخ استلحقاق گفتهاند . به عبارتى ديگر ، معاويه ، زياد را كه معلوم نبود پدرش چه كسى است ، فرزند ابو سفيان خواند و به خاندان خود ملحق ساخت ؛ با اين كار ، زياد كه قبلا در سلك ياران و كارگزاران امام على ( ع ) قرار داشت به معاويه پيوست و در راه تحكيم مبانى خلافت او بسيار كوشيد . او در اين زمان به حكومت بصره و سپس كوفه گمارده شد و در آن شهر بسيارى از ياران و شيعيان على ( ع ) را به قتل رساند .
حجر بن عدى و ده تن از همفكران او ، كه حاضر به دشنامگويى به امام على ( ع ) نشدند ، به دست زياد كشته شدند . - م
( 2 ) . در ب : فتبايعه : پس با او بيعت كن .