تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
دومين نفر اين بيت هذلى را خواند : « 1 » « نوكّل بالأدنى و إن جلّ ما يمضى » . [ هرچند كه وقايع رخ داده بزرگ باشند ، باز هم آنها را به آينده‌اى نزديك موكول مىكنيم ] . سومين نفر شعر ديگرى از ابى ذؤيب هذلى « 2 » را خواند : « و الدهر ليس بمعتب من يجرع » . « 3 » [ روزگار براى كسى كه جرعه‌اى از ( سختى ) آن را بنوشد ملامتگر نيست ] .

82 . توصيف جابر بن سلمى از عامر بن طفيل

احمد بن سعيد دمشقى گفت : شنيدم از ابا عبد الله ، از جابر بن سلمى بن جعفر كه در مورد عامر بن طفيل مىگفت : به خدا سوگند ، گمراه نمىشود تا ستاره گمراه شود ؛ تشنه نمىشود تا شتر تشنه شود ؛ نمىترسد تا سيل بترسد و به خداوند سوگند زمانى كه هيچ‌كس به فرد ديگر خير و بركت نمىرساند او نيكوكارترين است .

83 . نامهء بشر بن معتمر

شنيدم ابا عبد الله مىگفت : بشر بن معتمر « 4 » از كنار ابراهيم بن جبلة بن مخرّمة السّكونى خطيب گذشت . او به
هامش
- بعد از بهبودى من را به ترديد انداخت . » . ( 1 ) . ابو خداش خويلد بن مرة در زمان عمر ، بعد از اينكه شيرى او را گاز گرفت ، جان سپرد . ( الاصابة 1 / 457 ) ( 2 ) . خويلد بن خالد بن محرث هذلى شاعر معروف دوران اسلامى است كه در زمان خلافت عمر همراه سپاه اسلام بود تا اينكه در رم درگذشت . وى ديوانى دارد كه به چاپ رسيده است . ( رك : ابن الاسلام ، ص 103 ، الإصابة 4 / 66 ، الاستيعاب 4 / 65 ) ( 3 ) . ابن بيت در ص 1 ديوانش با اين مصدر آمده است : « امن المنون و ريبها تتوجع » ( 4 ) . بشر بن معتمر كه دوران معتزليان بغداد با مرگ او به پايان رسيد ، در بعضى مسائل از معتزليان جدا شده بود . او بنده‌فروش بود و در 310 ق وفات كرد . از او دو قصيده در كتاب حيوان جاحظ نقل كرده‌اند : 6 / 284 و 297 . ( رك : لسان الميزان 2 / 33 ؛ الملل و النحل 1 / 81 و أمالى مرتضى 1 / 186 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 139 | زبير بن بكار / اصغر قائدان