مىكند . لذا دوست داشتم سخنش را بشنوم . آن شب مهدى ( عباسى ) فردى را نزد من فرستاد تا براى عزل عيسى بن موسى « 1 » به مسجد بروم . صبحگاهان رفتم و نزديك منبر نشستم كه مهدى آمد و از پلههاى منبر بالا رفت و نشست . عيسى بن موسى نيز آمد و در حالىكه چشمانش را محكم بسته بودند ، نزديك او به آستانهء در رسيد . گفتم كسى كه در موردش چنين و چنان مىگفتند آمد .
مهدى به قبضهء شمشيرش نگاه كرد و ايستاد و گفت : خداوندا ، شكر و سپاس از آن توست . تو را مىخوانم و از تو كمك و يارى مىخواهم . خداوندا تو مىدانى كه من نه از روى رغبت و ميل خود و نه از روى ترس ، او را عزل نكردم ؛ بلكه او را خلع نكردم مگر به سبب ريختن خون مسلمانان ؛ من بيعتم را از گردن او برداشتم و با موسى « 2 » بيعت كردم .
پس عيسى نيز روى خود را به مهدى كرد و دستش را بر روى دست مهدى كشيد . « 3 »
85 . عمرو بن معدى كرب و مجاشع بن مسعود
احمد بن سعيد دمشقى گفت كه زبير از ابن ابى بكر مؤملى از عبد الله بن ابى عبيدة بن محمد بن عمّار بن ياسر روايت كرد :
عمرو بن معدى كرب « 4 » به خانهء مجاشع بن مسعود وارد شد - كه رو به حياط وسيع بنى تميم در كنار مسجد جامع بود - و گفت : هديهاى همانند اين ، اسبى اصيل مانند اين و سلامى مانند اين به من دهيد . او نيز دستور داد كه به عمرو دههزار درهم همراه با اسبى
هامش
( 1 ) . عيسى بن موسى بن محمد بن على العباسى . وليعهد سفاح بعد از برادرش ، منصور ، بود كه در سال 168 درگذشت . معروف است كه مهدى اصرار داشت عيسى به هر شكل ممكن از روى رغبت يا ترس ، خود را از ولايتعهدى بر كنار كند تا او بتواند فرزند خويش ، موسى الهادى ، را به جايش گمارد . او از ترس ، اين خواسته را اجابت گفت و در اول سال 160 اين كار را كرد . ( الطبرى 8 / 124 ؛ العبر 1 / 230 و 253 و الشذرات 1 / 266 )
( 2 ) . موسى هادى بن مهدى خلافت را بعد از پدرش در محرم سال 169 برعهده گرفت و خلافت او يك سال و يك ماه به طول انجاميد . ( المعارف 380 و الشذرات 1 / 271 )
( 3 ) . كنايه از اينكه خود را از خلافت عزل كرد و به آنچه مهدى گفت تن داد و بيعت كرد .
( 4 ) . شاعر خضرمى معروف به عمرو بن معدى كرب بن عبد الله بن عاصم بن زبيد كه با وفد ( گروه ) زبيد با رسول الله ديدار كرد و در سال نهم يا دهم مسلمان شد . او در شهر برهه ساكن شد و در فتح كامل عراق حضور داشت . او شاعرى نيكو گفتار و شجاع بود . ابتدا در جنگ نهاوند زخمى و به يكى از روستاها منتقل و سپس در جنگ قادسيه در 21 ق كشته شد . ( الأغانى 14 / 24 و الخزانة 1 / 425 )