تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
فَعَلْتُمْ نادِمِينَ .
« 1 » [ اى كسانى كه ايمان آورديد اگر فاسقى براى شما خبرى آورد در آن مورد تحقيق كنيد مبادا كه از روى جهل به اقدامى دست زنيد كه شب را به صبح رسانيد در حالى كه بر آنچه كرده‌ايد پشيمان شويد . ] پس اى امير المؤمنين ، استوار باش تا در اين مورد به يقين برسى . گويد : او از ابو جعفر خرسند شد و خشمش فرونشست و گفت : من شهادت مىدهم كه تو اى ابا عبد الله ، راستگو هستى . دست او را گرفت و بالا برد و گفت : تو برادر و پسرعموى من هستى . بعد او را با خود بر تخت نشاند و گفت : هر خواسته‌اى داشته باشى ، كوچك و بزرگ از من بخواه . گفت : اى امير المؤمنين ، مرا پريشان و سردرگم كردى . هدف من از ديدار و سخن گفتن ، در خواست حاجت نبود ؛ و ليكن ان شاء الله فكر مىكنم و خواسته‌هايم را جمع مىكنم . ربيع گفت : هنگامى كه خارج شد ، به او گفتم : اى ابا عبد اللّه ، شنيدم كلماتى را زمزمه مىكردى ، دوست دارم آن را بدانم . گفت : بله ، جدّم على بن حسين ، عليهم السّلام اجمعين مىگفت : كسى كه از سلطان ستمكار خشمگين مىترسد ، بگويد : « اللّهم احرسنى بعينك الّتى لا تنام ، و اكفنى بركنك الّذى لا يرام ، و اغفر بقدرتك علىّ . فلا أهلكنّ و أنت رجائى ، فكم من نعمة قد أنعمت علىّ قلّ عندها شكرى ، و كم من بليّة ابتليتنى فيها قلّ لك عندها صبرى . فيا من قلّ عند نعمته شكرى ، فلم يحرمنى ، و يا من قلّ عند نقمته صبرى فلم يخذلنى ، و يا من رآنى على الخطايا فلم يفضحنى ، و يا ذا النّعماء التى لا تحصى ، و ياذا الأيادى التى لا تنقضى ، بك أستدفع مكروه ما أنا فيه ، و أعوذ بك من شرّه يا أرحم الرّاحمين » . [ خدايا ، مرا با چشمهاى خود كه هرگز نمىخوابند نگهبانى كن . مرا با اركان استوار خودت كفايت كن كه لرزان نمىشود . با قدرت بىهمتايت مرا ببخش . مرا هلاك نكن كه تو اميد من هستى ، چه بسيار نعمتهايى كه بر من ارزانى داشتى و شكر آن را كمتر به جا آوردم ، و چه بسيار بلاهايى كه مرا بدانها آزمودى ولى صبورى نكردم پس اى كسى كه ناشكريم سبب محروميت من از نعمتهايش نشد . اى كسى كه صبر من در برابر عذابهايش
هامش
( 1 ) . حجرات / 6 .