تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بدون اذن بر من وارد شود ؟ درواس دانست كه منظور هشام اوست . بنابراين گفت « 1 » : اى امير المؤمنين ، ديدن من از قدرت و شوكت تو كم نمىكند و بر جايگاهت نيز نمىافزايد ؛ بلكه اين ديدار باعث شرافت من است و قدر و منزلت مرا بالا مىبرد . ديدم كه مردم براى امورشان به نزدت مىآيند ، اما از گفتن باز مىمانند . اگر اجازه دهى من سخن بگويم . هشام گفت : سخن بگو . من گمان مىكنم تو جزئى از آنان هستى . درواس گفت : اى امير المؤمنين ، سه گروه در بين ما هستند . گروه اول پيه را آب مىكنند و مىخورند ، گروه دوم گوشت مىخورند ، و گروه سوم استخوان را مىشكنند تا به مغز آن برسند ؛ در حالى كه تو اموال زيادى در اختيار دارى . اگر اموال از خداست ، پس آن را به بندگان خدا بازگردان . « 2 » اگر اين اموال از بندگان خداست ؛ به چه علّت اموالشان را از آنان دريغ مىكنى ؟ اگر از آن توست پس اموالت را صدقه بده كه خداوند صدقه‌دهندگان را دوست دارد . « 3 » هشام امر كرد كه صدهزار دينار به وى دهند و گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه هيچ‌يك از اين سه گروه را فراموش نكنى . او نيز آنها را بين مردم تقسيم كرد . سپس هشام دستور داد كه صدهزار درهم نيز به خود او دهند . او گفت : اى امير المؤمنين ، به همهء ما اين مقدار مىرسد ؟ گفت : خير . پس او گفت : من به آنچه تو براى من اختصاص مىدهى نياز ندارم . هنگامى كه وى به خانه‌اش رسيد ، خليفه صدهزار درهم برايش فرستاده بود . پس درواس اموال را بين نه بطن « 4 » ده هزارتايى از بطون عرب تقسيم كرد ؛ براى خودش نيز در حدود ده هزار درهم برداشت . هشام گفت : كار نيكو نزد درواس است ؛ چرا كه نيكىها و خيرات را گسترش مىدهد .
هامش
( 1 ) . كلام درواس در جمهرة خطب العرب 3 / 260 به نقل از عيون الاخبار و عقد الفريد آمده است . راوى اين سخن در اين منابع اعرابى هستند كه در كنار هشام حضور داشتند . ( 2 ) . در الجمهرة آمده است : اموال بىشمارى در اختيار داريد . اگر از آن خداست . پس اموال خدا را در بين بندگانش تقسيم كنيد . ( 3 ) . در همان منبع آمده است : اگر از آن شماست پس به مردم صدقه دهيد . ( 4 ) . بطن يكى از واحدهاى زير مجموعهء قبيله و كوچكتر از آن است . - م