72 . از پاسخهاى ابى حازم مدائنى
احمد بن سعيد دمشقى از زبير ، از عمويش مصعب بن عبد الله نقل كرد كه شنيدم مىگفت :
از ابو حازم مدينى « 1 » سؤال شد : سرمايهات چيست ؟ گفت : سرمايهاى فراوان و حلال دارم . گفت : آن چيست ؟ پاسخ داد : اعتماد به خدا و نااميدى از آنچه مردم در اختيار دارند . اگر خداوند نعمتى به من بدهد ، راضى و خشنود مىشوم و اگر از من بازدارد ، قناعت مىكنم .
گفت : در مورد آنچه ما در دستان خود داريم چه مىگويى ؟ گفت : اگر از راه حلال به دست آوردهاى ، در جايگاه و حق خود قرار بده ( مصرف كن ) كه شايستهء آن هستى و گرنه جز اين نيست كه آنها را براى يكى از اين دو فرد فراهم ساختهاى ؛ يا فردى خوشبخت كه با آن مال ، وى را در تنگنا و بدبختى قرار مىدهى يا براى فردى بدبخت و تنگدست كه باز به همان اندازه او را در بدبختى قرار مىدهى . اما در مورد آنچه از حق فرزندانت مىگذرى ، بدان كه رحمت خداوند براى آنان راهگشا است و در مورد آنچه براى ايشان باقى مىگذارى ، بدان كه خداوند روزى آنها را تكفل كرده است ؛ پس در حقيقت خودت را به هلاكت انداختهاى .
73 . دعاى جعفر بن محمد ( ع ) مانع قتل او
احمد بن سعيد دمشقى از زبير ، از على بن صالح ، از عامر بن صالح برايم روايت كرد و گفت :
از فضل بن ربيع شنيدم كه از پدرش ربيع نقل مىكرد : « 2 » منصور وارد مدينه شد . قومى نزد او آمدند و در مورد جعفر بن محمّد نجوا ( سخنچينى ) مىكردند . و مىگفتند كه او
هامش
( 1 ) . ابو حازم سلمة بن دينار الأعرج المدنى القاص ، از افراد مورد اعتماد در علم حديث و راوى روايتهاى فراوانى است . او از افراد سرشناس در ميان تابعين است و در 140 ه وفات كرد . ( رك : تهذيب التهذيب ؛ صفة الصفوة 2 / 88 ؛ الأغانى ، 17 / 121 ) .
( 2 ) . اين خبر در نور الأبصار فى مناقب آل بيت النبى المختار ، ص 146 بيان شده است .