67 . وصيت پدر
زبير از ابو عبد الرحمن عتبى برايم روايت كرد و گفت :
پدرم مرا وصيّت كرد و گفت : اى پسرم ، من تو را ترك مىكنم ، اما كسانى هستند كه تو را ترك نمىكنند . چشمان آنان را با نيكويىهاى خود بيارا تا زبانشان از تو كوتاه شود . امير نفس خود باش تا نفست مطيع تو باشد . از زمان بهترين بهره را ببر . تو كوچك و بىمقدار هستى ، پرهيزگار باش تا با پارسايى بزرگ شوى . بدان كه مرگ ، تو را از جايگاه وسيع عذر و بهانه به تنگناى مدارا خارج مىكند . امور را مناسب و در جاى خود قرار بده تا تو را نيز در موضع مناسب قرار دهد . دنياى خود را صلهء آخرت قرار بده و راضى نشو كه چيزى از دنيا را با آخرت معاوضه كنى . خداوند دنيا را براى عقاب و مجازات كسانى كه بر آنان خشم گرفته است ، و پاداش كسانى كه از آنان خشنود است نمىپسندد . در امور دختران من دقّت كن . در مورد آنان همان سفارشى را مىكنم كه سعيد بن عاص در مورد دخترانش گفت : اى عمرو ، از دخترانم مراقبت كن تا وقتى كه خانههايشان قبرهايشان گردد ؛ تا وقتى كه بميرند يا همتايشان ( كسانى كه آنان را مىخواهد به همسرى خود اختيار كند ) نزد تو آيند . در مورد پسرانم ، آنهايى را كه در تو ، به ديدهء حقارت مىنگرند نزد خود نگه ندار ؛ زيرا آنان از هيبت تو مسرور نمىگردند .
در اموالم بنگر . اگر در آن چيزى را نمىپسندى و مىتوانى بهتر از آن را جايگزين كنى ، آن را نزد خود نگه ندار كه در اين صورت ، بين تو و آنها قرابتى نيست . به خاندانت بنگر . در صورتى كه تو فاسد باشى ، آنان هرگز به راه صلاح و شايستگى نمىروند . به فرزندان زياد ، دايىهاى خود ، توجه كن و براى آنان مانند خواهرزاده باش ؛ چون آنان دايى ندارند . اگر آنان غير از اين را براى تو خواستند ، سختگيرى و خشونت خود را بر آنان زياد كن ، اما اگر با تو همانگونه بودند كه با من بودند ، بدون ترس با آنان همراه شو .
همانا چيزى را كه به تو دادهاند براى آن است كه تو ياور آنان باشى . هرگز تو را نمىخوانند ، مگر اينكه آزمايشت كنند . تو نيز آنان را به نزد خود نخوان تا وقتى كه آنان را شناخته باشى .