تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
را بيدار كند ، پرهيز كرد و خود به سمت ظرف آب رفت كه فاصلهء او تا آن ظرف سيصد ذراع بود . يك ليوان از ظرف آب پر كرد و نوشيد . بعد به سرعت بازگشت . هنگامى كه به نزديكى رختخواب من رسيد ، آهسته‌آهسته قدم برداشت تا مرا بيدار نكند و به رختخواب خود رفت . شب ديگرى كه در شام بوديم ، كنار او خوابيدم و كسى همراه ما نبود . ديدم كه دنبال كارى است و من دقّت كردم چه مىكند و او گمان مىكرد كه خواب هستم . در اين هنگام او سرفه كرد و ديدم كه آستين لباسش را جمع كرد و در دهان گرفت تا صداى سرفه‌اش مرا بيدار نكند ؛ سپس تا طلوع صبح مراقب من بود . مىخواست براى نماز صبح برخيزد ، اما آن را به تأخير انداخت ؛ به گونه‌اى كه احساس كردم ممكن است به ملاحظهء من ، نماز صبح او قضا شود . لذا تكانى خوردم ، او نيز گفت : الله اكبر ؛ اى غلام ، ابا محمد را بيدار كن . سپس پرسيد : ديشب را چگونه گذراندى ؟ گفتم : به خوبى سپرى كردم ، سرورم . گفت : پيروان مرجئه « 1 » به رعايت وقت نماز بسيار اهميت مىدهند . مدت زيادى است كه مىخواهم برخيزم و نمازم را بخوانم ، اما خواب تو مانع مىشود . مىخواستم تو را براى نماز بيدار كنم ، اما ديدم در خواب هستى و شيرينى خواب در چشمانت است . نخواستم اين لذّت را از تو بگيرم . گفتم : براى اخلاق نيكويت است كه خداوند شما را ارباب و ما را بندهء شما قرار داده است . بعد براى اداى نماز برخاست . راوى همچنين برايم گفت : از جمله اخلاق نيكوى او اين است كه من در بستان موسى « 2 » پياده‌روى مىكردم . خورشيد در سمت چپ من بود و مأمون در سايه حركت مىكرد . او دستش را برگردن من انداخته بود . ما در طول مسير با يكديگر گفتگو مىكرديم ، تا اينكه تصميم گرفت در همان مسيرى كه رفته بوديم ، بازگردد . وقتى به پايان
هامش
( 1 ) . مرجئه يكى از فرق كلامى قرن اول هجرى است كه در مورد داورى بين خلفاى راشدين ، خود را از شيعيان ، خوارج و هواداران عثمان جدا كردند . آنان خلافت خليفهء اول و دوم را مىپذيرفتند ؛ اما دربارهء عثمان و على ( ع ) مىگفتند بايد كار آنان را به خدا واگذار كرد ( مرجئون لامر الله ) . لذا هيچ‌يك از خلفا را سبّ و لعن نمىكردند و به دنبال ايجاد وحدت در جامعهء اسلامى بودند . با اين حال هدف آنان تقويت حكومت بنىاميه بود . - م ( 2 ) . بستان موسى : در تاريخ طبرى نام اين منطقه ذكر شده است . در زمان خلافت امين محلّى براى لهو و لعب بود . در زمان خلافت مأمون نيز همچنان در بغداد استوار و پابرجا بود تا اينكه در اطراف دجله خانه‌هايى بنا شد . اولين قصد او نيز در باغ موسى بود . ( بنگريد : طبرى 8 / 482 و 575 ) .