تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
من از چيزى فروگذار نكرد . هنگامى كه اين لطف را از او ديدم ؛ گفتم : به خدا سوگند محبتى در حق من روا داشتى كه قادر به جبران آن نيستم . مگر اينكه همراه من چيزى است كه كسى از آن مطّلع نيست و آن حكم نصر بن سيّار به عنوان والى خراسان است ؛ پس تو كسى را نزد او بفرست تا او را مطلع كند و اين مژده را تو به او برسان . اين تنها وسيله‌اى است كه مىتوانم دين خود را به تو ادا كنم . او گفت : خداوند به تو پاداش نيكو عطا كند . دو پسر عمويش را فراخواند و نامه‌اى براى نصر بن سيار نوشت و به آن دو داد . راوى گويد : آن دو به سوى نصر رفتند و او را از مسئوليتش مطلّع كردند . او در پادگان جعفر بن حنظلة بهرانى « 1 » به جاى اسد بن عبد الله قرار داشت . « 2 » پس به آن دو گفت : اين خبر را مخفى نگه داريد و كسى را آگاه نكنيد . سپس فردى را نزد عبد السلام بن مزاحم سلمى فرستاد و او را فراخواند ؛ زيرا مىخواست به سبب پيروان زياد عبد السّلام ، خود را تقويت كند . هنگامى كه فرستادهء وى نزد عبد السلام رسيد ، عبد السلام گفت : به خدا سوگند كه او والى خراسان شده است و كسى مرا احضار نمىكند ، مگر اينكه والى خراسان شده باشد . راوى گويد : او سواره نزد نصر رفت و بر او با عنوان امير سلام كرد و گفت : مىدانستم كه تو كسى را نزد من نمىفرستى ، مگر اينكه به حكومت نصب شده باشى . نصر گفت : بله . راوى گويد : ما سوار شديم و با او نيز جماعتى همراه شد . نصر رفت و بر جعفر بن حنظله وارد شد كه بر پشتى خود تكيه داده بود . او دست نصر را گرفت و كنار خود نشاند . گروهى از مردم گريه‌كنان به خدمت او آمدند . او ، صلتان ، غلام خالد بن عبد الله را احضار كرد و دستور داد كه او را برهنه كنند و پانصد شلاق بزنند . بعد از آن حاكم مرو الزود « 3 » را احضار كرد و دستور داد او را برهنه كنند و پانصد ضربه شلاق بزنند . بعد خطاب به كسانى كه اطرافش بودند ، گفت : گمان مىكنم شما آنچه را در مورد اين دو نفر كردم نمىپسنديد . من ماجراى خود و آنها را براى
هامش
( 1 ) . جعفر بن حنظلة بهرانى يكى از فرماندهان اسد بن عبد الله در سرزمين تركان بود كه بعد از وفات اسد در 119 ق به حكومت خراسان رسيد ( طبرى ، 7 / 124 و 9 / 138 ) ( 2 ) . اسد بن عبد الله قسرى برادر خالد بود كه وى او را والى خراسان كرد . او در 119 ق در بلخ وفات كرد . ( طبرى 7 / 138 ) ( 3 ) . ناحيه‌اى بين هرات و بلخ ( الياقوت حموى ، معجم البلدان )