تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
كندى : آن چيست ؟ خالد : آيا نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از ماست يا از شماست ؟ كندى : البته از شماست . خالد : مرتضى ، خليفهء خداوند از ماست يا از شما ؟ كندى : البته براى شما است . خالد : كتاب خدا بر ما نازل شد يا بر شما ؟ كندى : البته بر شما . خالد : كتاب الله المستقبل « 1 » براى ماست يا شما ؟ كندى : البته براى شماست . خالد : پس چه چيزى با اين ويژگيها برابرى مىكند ؟ ابو العباس سفاح گفت : به خدا سوگند ، اى خالد ، سخن تو هنوز پايان نيافته بود كه گمان كردم كه او با تخت من به آسمان مىرود . اى يمنىها و اى رجال مضر ، شما مفاخرى چون هاشم نداريد ؟ بعد دستور داد صدهزار درهم به خالد بدهند و قطعه زمينى هم از زمينهاى بصره به مساحت هفتاد جريب به او بخشيد .

58 . سخنان عبد الملك بن حنظله با هشام در مورد شرايط حاكم بر خراسان

زبير از محمد بن حسن مخزومى ، از ابى نضّاح بن حبيب بن بديل تميمى برايم روايت كرد و گفت : عبد الملك بن حنظله تميمى با گروهى بر هشام بن عبد الملك « 2 » وارد شدند . آنان چند روز نزد او اقامت كردند . هشام شبى او را احضار كرد . هنگامى كه وارد شد ، از او در مورد خواسته‌اى كه به سبب آن نزد او آمدند و نيز در مورد خراسان سؤال كرد ؛ زيرا او را در امر خراسان صاحب‌نظر مىدانست . لذا گفت : من تو را از عاقلان و علماى خراسان مىدانم . نام چند نفر از بزرگان خراسان را ذكر كن كه شايسته‌ترين آنها براى ( ولايت ) خراسان هستند . او گفت : اى امير المؤمنين ، در آنجا عبد السلام بن مزاحم سلّمى ، يكى از مسن‌ترين و عاقل‌ترين و با فضيلت‌ترين شيوخ خراسان است . اما يك خصلت بدى هم
هامش
( 1 ) . اين ماجرا در المحاسن و المساوى آمده است . معنى « كتاب الله مستقبل » را متوجه نشدم در المحاسن نيز توضيح داده نشده است . ( 2 ) . هشام بن عبد الملك بن مروان ، از خلفاى مشهور اموى است كه پس از برادرش يزيد بن عبد الملك در 105 ق به خلافت رسيد . قيام زيد بن على ( ع ) و شهادت او در اين دوران رخ داد . هشام در 125 ق از دنيا رفت . - م