تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
ساير مردم غير اصيل ( مستعرب ) « 1 » . در اين حال ابو العباس با سخنى كه گوينده را اندوهگين كرد ، در ميان حرف او وارد شد و گفت : گمان نمىكنم خالد به آنچه مىگويى خشنود باشد . ابن مخرمه گفت : اى امير المؤمنين آيا او مىتواند سخن مرا جواب بدهد يا مفاخرى مثل مفاخر من بر زبان آورد ؟ ابو العباس گفت : اى خالد ، چه مىگويى ؟ خالد گفت : اگر امير المؤمنين اجازه دهند و مرا ايمن بدارند ، سخن گويم . گفت : سخن بگو ؛ كسى با تو كارى ندارد . خالد گفت : گوينده خسران ديد و عجولانه به خطا رفت و بدون علم و تدبير و نادرست سخن گفت . فخر از آن قبيلهء مضر « 2 » است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، خلفا ، و اهل بيتش از آن هستند . اما اهل يمن « 3 » ، خداوند امير المؤمنين را حفظ كند ، جز دبّاغ و نگهبان ميمون يا بافندهء پارچه و برد نيستند . هدهد بر آنان چيره مىشود و موش آنان را در خود غرق ساخته و بر آنان ام ولد « 4 » حكومت مىكند . اى امير المؤمنين به خدا سوگند ، آنان زبان فصيح و صحيح ندارند . حجتى كه آنان را بر كتاب راهنمايى كند و كسى كه صواب و راه راست را در ميان آنان بشناسد ، نيست . بعد به ابن مخرمه كندى رو كرد و گفت : آيا شما به سوار تيزرو و شمشير برنده و زره محكم و مرواريد درخشنده افتخار مىكنيد ؟ اما من به محمد صلّى اللّه عليه و آله ، بهترين بشر ، افتخار مىكنم . تو كوشيدى چيزهايى را بيان كنى و به آن افتخار كنى . پس اين منّت خداى بر شما است كه شما از اتباع و طرفداران ايشان ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) باشيد . آنگاه ادامه داد : « ألا و إنى أفخر بمحمد - صلّى اللّه عليه و آله - خير الأنام ، جهدك من ذكرت ممّن افتخرت به ، فالمنّة من اللّه عليكم إن كنتم أتباعه و أشياعه فمنا نبى اللّه المصطفى و خليفة الله المرتضى ، و لنا السؤدد
هامش
( 1 ) . اعراب را به دو دسته تقسيم كرده‌اند : اعراب اصيل كه از نسل يعرب بن قحطان هستند و اينان را عرب عاربه يا يمانى و قحطانى نيز گفته‌اند و اعراب مستعرب يا غير اصيل كه از نسل عدنان جد بيستم رسول خدا ( ص ) هستند و آنان را اعراب عدنانى يا شمالى هم گفته‌اند . - م ( 2 ) . قبيله مضر از قبايل عدنانى و اعراب مستعرب هستند كه قريش نيز از اين تيره است . - م ( 3 ) . منظور اعراب يمانى و اعراب اصيل هستند . - م ( 4 ) . كنيززاده .