تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

57 . مفاخرهء خالد بن صفوان و ابراهيم بن مخرمه

زبير از عمويش ، مصعب بن عبد الله ، از جدّم عبد الله بن مصعب برايم روايت كرد و گفت : يكى از نديمان و مصاحبان امير المؤمنين ، ابو العباس ( سفاح ) برايم گفت : « 1 » او در آن شب نشسته بود و گروهى از قبيلهء مضر از جمله خالد بن صفوان منقرى و گروهى از مردم يمن از جمله ابراهيم بن مخرفه كندى نزد او حضور داشتند . صحبت‌ها ادامه يافت تا به اينجا رسيد كه ابن مخرقه كندى گفت : دايىهاى تو ( سفاح ) نخستين و اصيل‌ترين اعرابى هستند كه دست بخشنده داشتند و دنيا در نزدشان بىارزش بود . آنان رياست را به ارث برده‌اند ؛ اولين و آخرين آنها پيراهن رياست را به تن مىكنند . آنان به خاندان كرم و بزرگوارى شناخته و شهره شده‌اند . نعمانها و منذرها « 2 » و قابوسها « 3 » از آنان هستند . از ميان ايشان عياض « 4 » دريانورد و نيز كسانى برخاسته‌اند كه كشتىها را غصب مىكنند و با سرعت همهء مشكلات را از خود دور مىسازند . پادشاهان تاجدار و سواركاران كمان‌دار از اين قبيله هستند . آنان از شجاعان حرّاف نيستند . هيچ بخشنده‌اى و هيچ اسبى دلپسند ، يا مرواريدى گران‌قيمت ، يا شمشيرى برنده ، يا زره محكمى نيست مگر اينكه در اختيار آنان باشد . اگر ميهمانى بيايد ، او را احترام مىكنند و اگر نيازمندى درخواست كمك كند ، نيازش را بر طرف مىكنند . پس اى امير المؤمنين چه كسى مانند آنان است كه بزرگوارى ، مجد ، فخر و مباهات در او جمع و فراهم شده باشد ؟ آنان عرب اصيل ( عاربه ) هستند و
هامش
( 1 ) . المحاسن و المساؤى ، ص 94 . ( 2 ) . نعمان بن منذر و منذر بن نعمان از خاندانهاى مشهور عرب هستند كه در منطقهء حيره ( عراق ) مىزيستند و در عصر جاهليت حكومت داشتند . سه تن از آنان معروفند . به ويژه نعمان بن منذر بن منذر بن امرء القيس لخمى كه به نعمان ثالث مشهور است . نعمان در 592 م بعد از پدرش به امر انوشيروان به امارت رسيد و 29 سال پادشاهى كرد . خسرو پرويز او را به زير پاى فيل افكند و كشت و لذا حكومت ملوك آل لخم پايان يافت . - م ( 3 ) . قابوس بن وشمگير از سلاطين مشهور خاندان ريار است ؛ منظور مؤلف نبايد اين شخص باشد . چون فاصلهء زمانى رياست قابوس با دوران موردنظر در اين‌روايت دو قرن است . پس به احتمال قريب به يقين بايد « قاموس » صحيح باشد كه لقب نعمان ثالث پادشاه حيره است كه او را ابو قاموس نيز خوانده‌اند . - م ( 4 ) . عياض ، راهزن معروفى است كه داستان توبه‌كردن وى هنگام شنيدن آياتى از قرآن در خانه‌اى كه به قصد دزدى از ديوار آن بالا رفته بود ، مشهور است . - م