شديم ، چون من زيباتر از آنان بودم ، او به من چنان نگاه دوخته بود كه گويى گوشت مرا قطعهقطعه مىكرد . با اينكه من دور تر از همراهان نشسته بودم و آنان به جرجير نزديكتر بودند و ديدند كه او چگونه نگاه مىكند ، لذا نگران شدند . پس ابن زبير سخن گفتن را آغاز كرد و مترجمان هم آن را ترجمه كردند ، اما جرجير بسيارى از حرفهاى ابن زبير را نمىفهميد . اما او همچنان در من خيره شده بود . هنگامى كه كلام ابن زبير به پايان رسيد ، مروان بن حكم سخن گفت ، سپس عبد الله بن عامر رو به من كرد و گفت : آيا من سخن بگويم ؟ گفتم : آنچه برايت آشكار است بازگو كن . او سخن گفت و بعد مترجم رو به من كرد و گفت : چه گفتى اى عرب ؟ گفتم : چيزى جز آنچه آنها گفتند ، نگفتم . اگر مسألهاى براى ارباب تو روشن نيست ، آن را عنوان كند . جرجير گفت : به من بگوييد اين مرد كه از شما نيكوتر و مسنتر است و شما خود را بر او مقدم مىداريد ، آيا غلام شما است ؟
گفتند : نه ، به خدا سوگند او از ماست ( همانند ما است ) . پادشاه گفت : پس اگر ضعيف و ناتوان است و شما به عقل و درايت او اطمينان نداريد ، چرا خليفه و پادشاه شما ، او را همراهتان فرستاده است ؟ ! گفتند : نه ، اينگونه نيست . به خدا سوگند ، او عاقل است .
جرجير گفت : شما بردبار نيستيد و او نيز يكى از شماست و درايت و عقل او نيز مانند شماست . اما او از شما مسنتر و نيكوتر است . پادشاهى كه شما را به اينجا فرستاده از شما ضعيفتر است . يارانم ساكت شدند . من به مترجم گفتم : به پادشاهت بگو او پاسخ ما را بدهد و ما به امور خود و به آنچه بين ما مىگذرد ، آگاهتر هستيم . او گفت : پادشاه مىگويد : بردبارى تو بينش مرا در مورد حماقت همراهانت زيادتر كرد . بعد پادشاه به زبان خود صحبت كرد . مترجم رو به ما كرد و گفت : او مىگويد اينكه من پاسخ شما را نمىدهم ، به آن سبب است كه ما پاسخ را جز در موقع خود نمىدهيم . حال ، مرا خبر دهيد كه كدام يك از شما به خليفهء بزرگ نزديكتر است ؟ آنان گفتند اين ؛ يعنى مروان :
گفت : بعد چه كسى ؟ گفتند : اين ، يعنى ابن زبير . او گفت : كدام يك از شما به پيامبرتان نزديكتر ، نيكوتر و مسنتر است ؟ گفتند : اين ، يعنى من . مترجم گفت پادشاه مىگويد : او به پيامبرتان نزديكتر ، مسنتر و نيكوتر از شماست . اما شما بالاتر از او نشستهايد و بر او پيشى گرفتهايد . بر شما مدتى نخواهد گذشت كه امورتان از هم خواهد گسست . چيزى را به شما باز نمىگردانم . او را به نزد من آوريد و او اول بايد سخن بگويد و شما بعد از او
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: زبير بن بكار
ص٩٩