فراوان براى ما همان است كه بتوانى مسلمانان را سالم برگردانى و آنان را به سختى و دشوارى نيندازى . ابن مسعود اولين والى اين منطقه بود . مسلمانان به سوى آن حركت كردند و دچار سختى و تنگنا شدند و شاعرى براى عبد الله بن مسعود چنين سرود :
اقم يا ابن مسعود قناة قويمة * كما كان سفيان بن عوف يقيمها
و سم يا ابن مسعود مدائن قيصر * كما كان سفيان بن عوف يسومها
[ اى ابن مسعود نيزههاى محكم را راست كن ، همانگونه كه سفيان بن عوف مىكرد . اى ابن مسعود به شهرهاى قيصر نظر كن . همانگونه كه سفيان بن عوف نظر مىكرد ] .
هنگامى كه عبد الله بن مسعود بر معاويه وارد شد ، معاويه گفت : « اقم يا ابن مسعود قناة قويمة » ؛ [ اى ابن مسعود نيزههاى محكم را استوار كن ] . ابن مسعود نيز گفت : اى امير المؤمنين ، شاعر مرا با كسى همسان و همطراز كرده كه مردان بزرگ ، خود را همسان او نمىدانند . معاويه گفت : به خدا سوگند ، از فضايل تو نزد من آن است كه شأن و مقام خود را مىدانى .
53 . منصور و يادآورى گذشتهاش و شكرگزارى از وضع امروز خود
زبير از عمويش مصعب بن عبد الله ، از فضل بن ربيع ، از موسى ، از عيسى « 1 » براى من روايت كرد :
منصور ( عباسى ) كسى را به سوى من فرستاد . در حالىكه ما شب را در راه مكه مىگذرانديم . به او رسيديم . مردم در اطراف او جمع شده بودند و حدود يك ساعتى او را همراهى كرديم و با او سخن مىگفتيم . او به من گفت : آيا أنيسه ، دختر زياد ، و مهماندارى او از ما را به ياد دارى ؟ گفتم : بله . گفت : آيا به ياد دارى كه ما آن شب را با ماست و شير سپرى كرديم و من به او گفتم : شب را با ماست و شير مىگذرانيم و تو در روز براى ما گوسفندى را ذبح مىكنى ؟ و او گفت : آيا در يك روز دو بار گوشت مىخوريد ؟ گفتم : بله ؛ عيسى تأييد كرد كه سخن امير المؤمنين را به ياد مىآورد . آنگاه
هامش
( 1 ) . عيسى بن موسى بن محمد بن عبد الله بن عباس ( برادرزاده سفاح ) وليعهد او بعد از برادرش منصور بود كه در 168 ق وفات يافت . ( العبر 1 / 253 و الأغانى 15 / 34 )