تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
سپس به او گفت : اى عبد الرحمن ، با مسئوليتى كه بر عهدهء تو گذاشتم ، چه مىكنى ؟ عبد الرحمن پاسخ داد : آن را نصب العين خود قرار مىدهم و از آن سرپيچى نمىكنم . معاويه گفت : از اين مسئوليت كناره‌گيرى كن و آن را به من بازگردان . او گفت : مرا بعد از اينكه به كارى گماردى ، بدون علّت عزل مىكنى ؟ به خدا سوگند « 1 » ، اگر در مكّه بدين وضع بودم ، حقم را از تو مىگرفتم . معاويه گفت : واى بر تو ، اگر ما در مكه در اين سطح بوديم ، تو معاوية بن ابو سفيان بن حرب بن اميه مىبودى و من عبد الرحمن بن خالد بن وليد و منزل من در منطقهء ابطح « 2 » بود ، كه به روى بيابان باز مىشد و منزل تو در أجياد « 3 » ، كه لجن‌ها در آن فرو مىروند و گل‌ها و كلوخ‌ها در آن بالا مىآيند . بعد معاويه گفت : اين مسئوليت را به سفيان بن عوف غامدى « 4 » واگذار مىكنم . آنگاه براى او فرمان نوشت و گفت : اى سفيان ، با اين مسئوليت چه مىكنى ؟ گفت : آن را در برابر خود قرار داده و به آن اقتدا مىكنم . اگر كسى با آن مخالفت كرد ، من نيز با او مخالفت مىكنم . معاويه گفت : به خدا سوگند اين فرد همان كسى است كه از تعجيل كردن باز نمىماند و در پشت سرش كندروان را رها نمىكند و با اين كار مانند برخورد با شتر كند روبه‌رو نمىشود . به بركت خداوند حركت كن . او رفت و در سرزمين روم كشته شد . معاويه ، عبد الله بن مسعود فزّارى « 5 » را به فرماندهى گمارد و به او گفت : پيروزى عظيم و غنيمت
هامش
( 1 ) . از اينجا تا پايان سخن عبد الرحمن در البيان و التبيين 2 / 264 و عيون الاخبار 1 / 225 آمده است . ( 2 ) . محلى در مكه است كه در سمت بالاى شهر ، يعنى منطقهء معلاة قرار دارد . - م ( 3 ) . اجياد ، محلى در پايين مكه در منطقهء مسفله است كه حالتى سراشيبى و سرازيرى نسبت به منطقهء معلاة دارد و لذا هنگام بارندگى ، تمام باران سمت بالا به سوى پايين شهر سرازير مىشد و خار و خاشاك شهر را به منطقه پايين مىريخت . - م ( 4 ) . سفيان بن عوف غامدى از صحابه ، بسيار بخشنده و شاهد فتح شام بود كه پنج سال بعد وفات يافت . ( الاصابة 2 / 54 ) . وى از ياران معاويه بود كه در دوران خلافت امام على ( ع ) با لشكريان شام به شهر انبار تهاجم و آن را غارت كرد و مردمان بسيارى را كشت . امام على ( ع ) براى مقابله با او سپاهى تدارك ديدند كه البته تعداد زيادى در آن حضور نداشتند . لذا نتوانستند كار چندانى پيش ببرند . در نهج البلاغه ، سخنان امام دربارهء غارت شهر انبار به دست سفيان بن عوف غامدى بيان شده است . - م ( 5 ) . در الاصابة نام پدرش مسعده ذكر شده است و در الاستيعاب مسعود يا مسعذه . عبد الله در كودكى بىسرپرست بود و پيامبر ( ص ) او را به فاطمه ( س ) داد و در دامان او تربيت شد . در دوران خلافت حضرت على ( ع ) كنار او بود و سپس نزد معاويه رفت . بعد از واقعهء حره ، مسئول امور سپاه دمشق شد و تا زمان خلافت مروان آنجا ماند . ( الاستيعاب 2 / 319 و الإصابة 2 / 359 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 95 | زبير بن بكار / اصغر قائدان