شام ، شما همانگونه هستيد كه نابغهء ذبيانى « 1 » گفته است :
هم درعى التى استلأمت فيها * الى اهل النّسار و هم مجنى
و هم وردوا الجفار على تميم * و هم اصحاب يوم عكاظ إنى
شهدت لهم مواطن صادقات * اتيتهم بودّ الصدر منى
[ آنان زرهپوشانى براى من هستند كه من در ميان آنان خود را پناه دادهام تا به سوى قوم نسّار « 2 » كه سپر من هستند بروم . آنان در جفار « 3 » بر تميم وارد شدند كه آنان ياران جنگ عكّاظ براى من بودند . من براى آنان صادقانه شهادت مىدهم كه مهر خود را از روى دوستى به آنان تقديم كردهام ] .
سپس به اهالى كوفه رو كرد و گفت : اين رؤساى خبيث بر صندلى تكيه زده و فرمان مىدهند كه قطع كنيد و بزنيد . به خدا سوگند ، اگر در ميان شما كسى جنبوجوش داشته باشد او را مثل ديروز تنها مىگذارم . پس او همچنان در مورد اهالى شام و عراق سخن مىگفت تا اينكه از خورشيد جز سرخى آن ، كه بر بالاى مسجد مىتابيد ديده نمىشد .
سپس به مؤذّن فرمان داد : اذان بگو . آنگاه نماز عصر را با ما به جماعت خواند . سپس اذان مغرب گفتند و نماز خواند و نمازهاى آن روز را به هم متّصل ساخت .
41 . توصيف حجاج از زبان حسن بصرى
ابو عبد الله گويد :
هنگامى كه حجاج مرد ، حسن بصرى « 4 » گفت : خداوندا ، او و سنتهايش را از ميان بردار . نادانان و تنگنظران را بر ما حاكم و به اموال ما دستدرازى كرد . به خدا سوگند
هامش
( 1 ) . ديوان ذبيانى ، 123 .
( 2 ) . در ديوان ، الى يوم النسار ( به سوى جنگ نسار ) ، نسار - آبى متعلّق به بنى عامر است كه جنگى در آن رخ داده است .
( 3 ) . جفار ، آبى از بنى تميم .
( 4 ) . حسن بن يسار البصرى ( وفيات الأعيان 1 / 126 ؛ ابن عساكر 1 / 82 ؛ أمالى المرتضى 1 / 8 ) از فقها و زهاد و فضحاى مشهور در دوران حجاج بن يوسف ثقفى بود كه در دوران ولايت عمر بن عبد العزيز بر مدينه بسيار مورد احترام بود . - م