آنگاه به اين اشعار سويد بن ابى كاهل متمثل شد « 1 » :
ربّ من أنضجت غيظا صدره * قد تمنّى لى موتا لم يطع
و يرانى كالشجا فى حلقه * عسرا مخرجه لا ينتزع
و يحيّنى إذا لاقيته * و إذا يخلو له لحمى رتع
كيف ترجون سقاطى بعد ما * شمل الرأس مشيب و صلع
و إباء للدنيّات إذا * ضغط المكروب ضيم فقبع
و بناء للمعالى إنما * يرفع اللّه و من شاء وضع
[ چه بسيار افرادى كه من سينهها و قلبهايشان را مالامال از خشم و عصبانيت كردم و آنها براى من آرزوى مرگى كه فرمانبر و مطيع آنان نيست كردند . « 2 » يا مرا مانند بغضى بداند كه در گلويش گير كرده و به سختى از آن خارج مىشود و رها مىگردد . هنگاميكه او را مىبينم با من سلام و احوالپرسى مىكند ولى در خفا و خلوت با آبرويم بازى مىكند .
چگونه انتظار داريد من از مسئوليتم كنارهگيرى كنم بعد از اينكه موهاى سرم يا ريخته يا سفيد شده است . از پستىها دورى كنيد ، هنگامى كه ظلم و ستمى در حق شما كه غمگين هستيد شود ، خانه والاى خوبىها و فضايل را بسازيد . به درستى كه خداوند هر آن كس را كه بخواهد بالا مىبرد و هركسى را بخواهد فرومىگيرد ] .
40 . از خطبههاى حجاج
زبير از مدائنى ، از مجاهد ، از شعبى ، از عبد الملك بن عمير برايم نقل كرد و گفت : « 3 »
حجاج بن يوسف وقتى براى ما خطبه مىخواند ، از اصل سخن خارج مىشد و گاهى در مورد اهالى شام و گاهى در مورد مردم عراق سخنپرانى مىكرد . مىگفت : اى اهل
هامش
( 1 ) . سويد بن ابى كاهل عطيف يشكرى كه غطفانى هم گفته شده است ، شاعر مخضرم بود كه تا پس از سال 60 نيز هنوز زنده بود .
( 2 ) . اعراب اين شعر را عينية اليتيمه ناميدهاند ، اين شعر مشتمل بر ابياتى است كه مثل شده است . ( المفضليات ، 381 )
( 3 ) . جمهرة خطب العرب .