خندق بجهند و فرار كنند ، از آن سو ، وقتى مسلمانان صداى تكبير را شنيدند به پيش آمدند و به سوى خندق تاختند تا از نزديك ، صحنه را بنگرند ، ديدند « نوفل بن عبد اللّه » به داخل خندق افتاده و اسبش نمىتواند او را از آنجا نجات دهد ، او را سنگباران كردند .
نوفل به مسلمين گفت : « مرا با بهتر ازاين روش بكشيد ، يكى از شما پايين آيد تا با او بجنگم » .
على ( عليه السّلام ) به سوى او پريد و او را زير ضربات سهمگين خود قرار داد تا او را كشت .
سپس آن حضرت به « هبيره » ( يكى از همراهان ديگر عمرو ) حمله كرد و با شمشير چنان به برآمدگى زين اسب او زد ، زرهى كه پوشيده بود ، از تنش افتاد .
عكرمه و ضرار بن خطاب ( وقتى وضع را چنان ديدند ) فرار را بر قرار برگزيدند .
جابر مىگويد : « من نبرد على ( عليه السّلام ) با عمرو را نتوانستم به هيچ چيز تشبيه كنم ، جز به داستان داوود ( عليه السّلام ) با جالوت كه خداوند آن را در قرآن آورده است ، آنجا كه مىفرمايد :
فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ . . .
« 1 » .
سپاه طالوت به فرمان خدا ، سپاه دشمن ( جالوت ) را شكست دادند و داوود ( جوان كم سن و سال نيرومند و شجاعى كه در لشگر طالوت بود ) جالوت را كشت » . « 2 »
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 251 .
( 2 ) - در اينجا علاوهبر اينكه به جايگاه خاص على ( عليه السّلام ) در ميدان ايثار ، شجاعت و قوّت قلب پى برديم و نقش او را در تقويت اسلام و سركوبى كفر و كافران دريافتيم به شجاعت و مقام ويژهء جابر بن عبد اللّه انصارى نيز پى برديم كه او در چنان وضع خطيرى ، از نزديك نظارهگر و گزارشگر صحنهء نبرد بود و به روشنبينى و سطح عالى شناخت جابر نيز دست يافتيم كه به راستى چه تشبيه جالبى كرد و چه آيهء مناسبى را در شأن على ( عليه السّلام ) شاهد مثال آورد ، با توجّه به اينكه جالوت طاغوت گردنكشى بود و سپاه عريض و طويلى داشت ، ولى داوود ( عليه السّلام ) كه يكى از سربازان جوان طالوت ، برگزيدهء اشموئيل پيامبر ( عليه السّلام ) بود با سادهترين سلاح