حركت كرد تا به ابو بكر رسيد ، همين كه ابو بكر آن حضرت را ديد ، پريشان گشت و به سوى على ( عليه السّلام ) متوجّه شد وقتى به او رسيد ، گفت : « اى ابو الحسن ! براى چه آمدهاى ؟
آيا مىخواهى با ما به مكّه بيايى و يا براى امر ديگرى آمدهاى ؟ » .
امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) فرمود : « رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) به من فرمان داد تا به تو بپيوندم و آيات برائت را از تو بگيرم و آن را در مكّه براى مشركان اعلان نمايم و پيمان قبلى با مشركان را بهم بزنم . « 1 » و به من دستور داد ، تو را به اختيار خودت واگذارم كه همراه من بيايى و يا به مدينه بازگردى » .
ابو بكر گفت : من به سوى رسول خدا بازمىگردم ، وقتى كه به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) آمد ، عرض كرد : « مرا براى اجراى امر مهمّى كه ديگران براى آن گردن كشيده بودند ( تا به افتخار آن نايل گردند ) شايسته دانستى ، وقتى كه براى انجام آن به راه افتادم ، مرا برگرداندى ، آيا از قرآن ، آيهاى در اين مورد نازل شده است ؟ » .
رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : نه ، ولى فرستادهء امين خدا جبرئيل ، نزد من آمد و اين پيام را از جانب خدا براى من آورد كه :
« لا يؤدّى عنك الّا انت او رجل منك ، و علىّ منّى و انا من علىّ ، و لا يؤدّى عنّى الّا علىّ » .
« اين آيات ( برائت از مشركان را به مشركان ) ابلاغ نكند جز خودت يا مردى از خودت و على ( عليه السّلام ) از من است و من از على هستم و از جانب من جز على آن را ابلاغ نخواهد كرد » . « 2 »
بنابراين ، مطابق حديث فوق ، شكستن پيمان ( صلح با مشركان ) مخصوص كسى است كه پيمان را بسته است يا با جانشين اوست كه در وجوب اطاعت و بلندى
هامش
( 1 ) - منظور پيمان صلح در « حديبيّه » است كه با اين اعلان برائت ، شكسته مىشود .
( 2 ) - « حديث برائت » با عبارات مختلف در كتب اهل تسنن مانند : ذخائر العقبى ، ص 69 .
مسند احمد حنبل ، ج 3 ، ص 212 و ج 1 ، ص 150 و خصائص نسائى ، ص 28 و تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 322 و . . . آمده است .