سنگين مىباشد و شما در پرتو اين دو كلمه ، سرور عرب و عجم خواهيد شد و همهء امّتها به خاطر اين دو كلمه مطيع شما خواهند گرديد و شما در پرتو آن وارد بهشت مىشويد و از آتش دوزخ ، نجات مىيابيد ، دعوت مىكنم و آن دو كلمه عبارت است از :
الف : گواهى به يكتايى و بىهمتايى خدا .
ب : گواهى به اينكه من رسول خدا هستم .
هرآن كس پاسخ مثبت به اين دعوتم بدهد و در پيشبرد اين دعوت مرا يارى كند ، او برادر ، وصىّ و وزير و وارث من ، بعد از من است .
در ميان آن جمعيّت ( چهل نفر ) هيچ كس به اين دعوت ، پاسخ نداد تنها امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) از ميان آن جمعيت ، در پيش روى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) برخاست ، با اينكه كوچكترين آنان از نظر سال « 1 » بود و ساق پايش از ساق پاى همهء آنان نازكتر و ناتوانترين آنان به چشم مىخورد « 2 » ، گفت : « اى رسول خدا ! من تو را در اين راستا يارى مىكنم » .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به او فرمود :
« اجلس فانت اخى و وصيّى و وزيرى و وارثى و خليفتى من بعدى » .
« بنشين كه تو برادر من و وصىّ من و وزير و وارث و جانشين من بعد از من هستى » .
و اين ، گفتار صريح و روشنى است در مورد جانشينى على ( عليه السّلام ) .
حديث غدير
دليل ديگر ، گفتار رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) در ماجراى « غدير خم » است كه همهء امّت اسلامى براى شنيدن سخن آن حضرت در سرزمين غدير ، اجتماع كردند . « 3 »
هامش
( 1 ) - در اين وقت على ( عليه السّلام ) حدود دوازده سال داشت .
( 2 ) - يعنى همهء آنان قوى هيكل بودند و حضرت در ظاهر ، كوچك و ناتوان به نظر مىآمد .
( 3 ) - اين جريان در روز 18 ذيحجه ، سال دهم هجرت واقع شد .