تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
3 - مادر آن بزرگوار ، فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف ( س ) است كه براى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ( نيز ) همچون يك مادر بود و رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) در دامن او رشد كرد و آن حضرت هميشه سپاسگزار نيكيهاى او بود . فاطمه بنت اسد ، در صف نخستين ايمان آورندگان به اسلام ، ايمان آورد و همراه جمعى از مهاجرين با آن حضرت به سوى مدينه هجرت كرد و وقتى كه از دنيا رفت « 1 » ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) او را با پيراهن مخصوص خود كفن نمود تا به وسيلهء آن از آزار حشرات زمين حفظ گردد و در قبر او ( قبل از دفنش ) خوابيد تا بدين وسيله فشار قبر به او نرسد و اقرار به امامت پسرش امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) را به او تلقين كرد ، تا پس از دفن ، وقتى از او در مورد آن سؤال شد بتواند پاسخ دهد و اين همه توجّهات مخصوص پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به مادر على ( عليه السّلام ) به خاطر آن مقام ارجمندى بود كه او در نزد پروردگار و نزد آن حضرت داشت . اين سرگذشت بين تاريخ‌نويسان مشهور است . 4 - امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) و برادرانش ( طالب ، عقيل و جعفر ) نخستين كسانى هستند كه از دو سو ( هم از ناحيهء پدر و هم از ناحيهء مادر ) از نسل هاشم بن عبد مناف هستند ، به اين خاطر و به خاطر نشو و پرورش آن حضرت در دامان رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) و تحصيل كمالات معنوى از او ، به دو شرافت نايل گرديد ( شرافت نسب و شرافت پرورش و آموزش از دامان فرهنگ‌ساز رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ) . 5 - على ( عليه السّلام ) نخستين فردى بود كه قبول اسلام كرد و به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچ‌كس از اهل بيت رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) و از اصحاب ، در اين جهت به او نرسيد و او نخستين مردى بود كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) او را دعوت به اسلام كرد و او آن را پذيرفت و همواره از دين اسلام حمايت مىكرد و با مشركان مبارزه مىنمود و از حريم ايمان دفاع مىكرد و گمراهان و سركشان را سركوب مىنمود و دستورات دين و قرآن را منتشر
هامش
( 1 ) - فاطمه بنت اسد در سالهاى اول هجرت در مدينه از دنيا رفت و قبرش در مدينه در « روحاء » است ( مترجم )
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 45 | العلامة الحلي / اشتهاردى / محمدى اشتهاردى