پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در ضمن گفتارش به آنان فرمود : « الست اولى بكم منكم بانفسكم ؛ آيا من به شما از خودتان به خودتان برتر و سزاوارتر نيستم ؟ »
همه در پاسخ گفتند : « آرى ، خدا را گواه مىگيريم » .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به دنبال اين سخن ، بدون فاصله فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه ؛ « هر كس كه من مولا و رهبر او هستم ، پس على ( عليه السّلام ) مولا و رهبر اوست » .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) با اين سخن ، اطاعت از على ( عليه السّلام ) و ولايتش ( يعنى رهبرى و فرمانروائيش ) را بر امّت واجب كرد چنان كه اطاعت و فرمانروايى خودش بر آنان واجب ، بود و در اين مورد از آنان اقرار گرفت و آنان انكار نكردند . و اين جريان نيز دليل روشنى بر امامت و جانشينى على ( عليه السّلام ) است و هيچگونه ابهامى در آن نيست .
حديث منزلت
دليل ديگر « حديث منزلت » است كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) هنگامى كه با سپاه اسلام روانهء سرزمين تبوك ( در سال نهم هجرت ) بود به على ( عليه السّلام ) رو كرد و فرمود :
« أنت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى » .
« نسبت مقام تو به من ، همانند نسبت مقام هارون به موسى ( عليه السّلام ) است ، با اين فرق كه بعد از من ، پيامبرى نخواهد بود » .
با اين بيان ، مقام وزارت و اختصاص در دوستى و برترى بر همگان و جانشينى آن حضرت در زمان حيات پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و بعد از حياتش را فرض و ثابت كرد ، چنان كه قرآن به همهء اين ويژگيها در مورد هارون نسبت به موسى ( عليه السّلام ) گواهى مىدهد ، خداوند در اينباره مىفرمايد موسى گفت :
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً * وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً * إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً .
« 1 »
هامش
( 1 ) - سورهء طه ، آيهء 29 - 35 .