« خدايا ! وزيرى از خاندانم براى من قرار ده ، برادرم هارون را ، به وسيلهء او پشتم را محكم كن ، او را در كار من شريك گردان تا تو را بسيار تسبيح گوييم و تو را بسيار ياد كنيم ، چرا كه تو هميشه از حال ما آگاه بودهاى » .
خداوند در پاسخ به درخواست موسى ( عليه السّلام ) فرمود :
. . . قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى
« 1 » ؛ « آنچه را خواستهاى به تو داده شد اى موسى » .
مطابق اين آيات ، شركت هارون ( عليه السّلام ) با موسى ( عليه السّلام ) در نبوّت و وزارت براى اجراى رسالت و پشتيبانى محكم هارون از موسى ( عليه السّلام ) ثابت شد .
و موسى در مورد خلافت و جانشينى هارون ، به خدا عرض كرد :
. . . اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ .
« 2 »
« جانشين من در ميان قوم من باش ( و آنان را ) اصلاح كن و از روش مفسدان پيروى منما » .
به اين ترتيب ، خلافت هارون از جانب موسى ( عليه السّلام ) مطابق آيات روشن قرآن ، ثابت شد .
با توجّه به اين جريان ، وقتى كه پيامبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) براى امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) همهء ويژگيهاى هارون ، نسبت به موسى ( عليه السّلام ) را قرار داد و على ( عليه السّلام ) را همچون هارون ( جز در مقام نبوّت ) دانست ، معنايش در حقيقت اين است كه بر على ( عليه السّلام ) عهدهدارى وزارت و پشتيبانى استوار از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) واجب مىگردد و برترى على ( عليه السّلام ) بر ديگران روشن مىشود و پيوند ناگسستنى پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) با على ( عليه السّلام ) آشكار مىگردد ، سپس خلافت و جانشينى على ( عليه السّلام ) از پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به ثبوت مىرسد ؛ زيرا به استثناى خصوص نبوّت نه غير آن همهء مقامات هارون نسبت به موسى ( عليه السّلام ) براى على ( عليه السّلام ) نسبت به پيامبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) كه از جملهء آن جانشينى هارون نسبت به موسى باشد ، ثابت مىگردد ، خلافت در زمان حيات پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) طبق صريح
هامش
( 1 ) - سورهء طه ، آيهء 36 .
( 2 ) - سورهء اعراف ، آيهء 142 .