تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
وَ أَبًّا
« 1 » ابو بكر معناى « ابّ » را ندانست و گفت كدام آسمان بر من سايه افكند ؟ و يا كدام زمين مرا به پشت گيرد ، يا چه كنم در مورد كتاب خدا كه چيزى را ندانسته بگويم ، اما « فاكهة » كه معناى آن را مىدانيم ( يعنى ميوه ) اما معناى « ابّ » را خدا داناتر است . سخن ابو بكر به سمع على ( عليه السّلام ) رسيد فرمود : « عجبا ! آيا او نمىداند كه « ابّ » يعنى علوفه و چراگاه ؟ ! و قول خداوند كه مىفرمايد :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
بيانگر شمردن نعمتهاى الهى بر بندگانش است ، نعمتهايى از غذا كه براى آنان و حيواناتشان آفريده است كه به وسيلهء آن ، جان خود را زنده نگه مىدارند و بدن خود را نيرومند مىسازند » . ( فاكهة يعنى : ميوه‌ها براى انسانها ، ابّ يعنى : علوفه و چراگاه براى حيوانات ) .

5 و 6 - نمونه‌هاى ديگر در عصر خلافت عمر

نظير اين جريانات در زمان خلافت عمر نيز رخ داده است در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مىشود :

نجات زن ديوانه

در روايات آمده است كه : در زمان خلافت « عمر بن خطاب » مردى با زن ديوانه‌اى زنا كرد ، گواهان عادل بر اين مطلب گواهى دادند ، عمر دستور داد تا به آن زن ، حدّ بزنند ، مأمورين ، آن زن را مىبردند تا حدّ ( صد تازيانه ) را بر او جارى كنند . على ( عليه السّلام ) در مسير ، او را ديد و فرمود : « زن ديوانه از فلان قبيله چه كرده بود كه او را مىبردند ؟ » شخصى به على ( عليه السّلام ) گفت : « مردى با اين زن زنا كرده و فرار نموده است و گواهان عادل گواهى بر اين كار داده‌اند ، عمر دستور جارى ساختن حدّ ( تازيانه ) بر اين زن داده است » . على ( عليه السّلام ) فرمود : « اين زن را به نزد عمر رد كنيد و به عمر بگوييد : آيا نمىدانى كه
هامش
( 1 ) - سورهء عبس ، آيهء 31 .