على ( عليه السّلام ) آمده و از آن حضرت خواستند تا داورى كند .
على ( عليه السّلام ) آن پسر را بين آن دو نفر قرعه زد ، قرعه به نام يكى از آنان افتاد و على ( عليه السّلام ) آن پسر را به او واگذار كرد و او را الزام كرد كه نصف قيمت آن پسربچه را اگر برده است به شريك خود بپردازد و فرمود :
« اگر مىدانستم شما از روى آگاهى دست به اين كار زديد ( و آميزش حرام را انجام داديد ) در مجازات شما ، سختگيرى بيشتر مىنمودم » .
خبر اين داستان به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) رسيد ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) صحّت داورى على ( عليه السّلام ) را امضا كرد و همين داورى را در اسلام مقرّر كرد و سپس فرمود :
« الحمد للّه الّذى جعل منّا اهل البيت من يقضى على سنن داود ( عليه السّلام ) و سبيله فى القضاء » .
« حمد و سپاس خداوندى را كه در ميان ما خاندان نبوّت ، كسى را قرار داد كه طبق سنت و روش حضرت داوود ( عليه السّلام ) قضاوت مىكند » .
يعنى قضاوت او بر اساس الهام الهى است كه همسان وحى است و داورى على ( عليه السّلام ) همانند آن است كه دستور صريح از طرف خدا آمده باشد .
2 - داورى در مورد گاوى كه الاغى را كشت
در روايات آمده : دو نفر مرد به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) رسيدند ، يكى از آنان گفت : اى رسول خدا ! گاو اين شخص ، الاغ مرا كشته است در اينباره بين ما قضاوت كن .
رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : « نزد ابو بكر برويد تا او قضاوت كند » . آنان نزد ابو بكر رفتند و جريان خود را به او گفتند . ابو بكر گفت چرا نزد رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) نرفتهايد و نزد من آمدهايد ؟ .
گفتند : به حضور آن حضرت رفتيم او ما را به نزد شما فرستاد .
ابو بكر گفت : حيوانى ، حيوانى را كشته است چيزى بر گردن صاحب حيوان