تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
خاطر فرزندش ( خالد ) كه از زيد داشت آزاد شد ( زيرا هند از طريق ارث ، ملك پسرش شد و آزاد گرديد ) از طرفى سعيد كه غلام زيد و شوهر آن زن بود ، از طريق ارث به همان پسر ( خالد ) رسيد و بعد خالد نيز مرد و آن غلام ( سعيد ) از طريق ارث ، به زن رسيد و در نتيجه هند مالك شوهرش سعيد شد و سعيد بردهء او گرديد ( بنابراين ، سعيد نمىتوانست با هند آميزش كند و بينشان نزاع شد ، سعيد به هند مىگفت تو زن من هستى و هند به سعيد مىگفت : تو برده و غلام من هستى ) . براى رفع اختلاف نزد عثمان آمدند ، در حالى كه سعيد مىگفت « او ( هند ) زن من است و او را رها نمىكنم » . عثمان گفت : اين حادثه يك مسألهء پيچيده‌اى است ، امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) كه در آنجا حضور داشت فرمود : « از اين زن بپرسيد كه آيا پس از آنكه از طريق ارث ، مالك مرد ( سعيد ) شد آيا آن مرد با او آميزش كرده است ؟ » . هند گفت : « نه » . امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) فرمود : اگر مىدانستم آن مرد آميزش را ( بعد از ارث ) انجام داده است او را مجازات مىكردم و به هند فرمود : « برو كه سعيد بردهء تو است و هيچ گونه تسلّطى بر تو ندارد ، اگر خواستى او را به غلامى بگير و اگر خواستى او را آزاد كن و يا به فروش ؛ زيرا او در ملك تو است » . عثمان داورى على ( عليه السّلام ) را پذيرفت و طبق آن رفتار كرد . و رويدادهاى بسيار ديگرى از اين قبيل ، در عصر عثمان رخ داد كه ذكر همين نمونه‌ها در اين كتاب - كه بنايش بر اختصار است - كافى است .

9 و 10 - نمونه‌هايى از داوريهاى على ( ع ) در عصر خلافت خود

از جمله حوادثى كه پس از عثمان و پس از عثمان و پس از بيعت مردم با آن حضرت رخ داد و مورد داوريهاى عجيب على ( عليه السّلام ) واقع شد ، نمونه‌هاى زير است :

قضاوت دربارهء دو نفر به هم چسبيده

تاريخ‌نويسان آورده‌اند ، زنى در خانهء شوهرش فرزندى زاييد كه ( از كمر به پايين