اين زن ديوانه از فلان طايفه است و پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود :
رفع القلم عن المجنون حتّى يفيق ؛ قلم تكليف از ديوانه برداشته شده تا خوب شود » .
اين زن عقل خود را از دست داده است ، پس مجازات ندارد . آن زن را نزد عمر برگرداندند و گفتار على ( عليه السّلام ) را به عمر رساندند عمر گفت : « خدا در كار على ( عليه السّلام ) گشايش دهد ، نزديك بود با جارى ساختن حد بر اين زن ، هلاك گردم » ، سپس زن را آزاد كرد و گفت :
« لولا علىّ لهلك عمر ؛ اگر على ( عليه السّلام ) نبود ، عمر هلاك مىشد » .
نجات زن حامله :
زن حاملهاى را نزد عمر بن خطاب آوردند كه زنا كرده بود ، عمر دستور داد تا او را سنگسار كنند ، على ( عليه السّلام ) فرمود : فرضا تو بر اين زن - بخاطر گناهش تسلّط داشته باشى ، ولى چه تسلّطى بر كودك او در رحمش دارى ؟ با اينكه خداوند در قرآن مىفرمايد :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى . . .
« 1 » « هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمىكشد » .
عمر گفت : « لا عشت لمعضلة لا يكون لها ابو الحسن ؛ در هيچ كار دشوارى زنده نباشم كه ابو الحسن ( عليه السّلام ) در آنجا نباشد » .
سپس عمر گفت : « با اين زن چگونه رفتار كنم ؟ » .
على ( عليه السّلام ) فرمود : « او را نگهدار كه بچهاش متولّد شود و پس از آن اگر سرپرستى براى بچّهاش يافت ، آنگاه حدّ الهى را بر او جارى كن » .
عمر با دريافت اين دستور ، شادمان شد و طبق آن رفتار كرد .
7 و 8 - نمونههايى ديگر از داورى على ( ع ) در عصر خلافت عثمان
در عصر خلافت عثمان نيز جرياناتى رخ داد كه امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) تنها
هامش
( 1 ) - سورهء فاطر ، آيهء 18 .