كشنده نيست ! !
آنان به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بازگشتند و قضاوت ابو بكر را به عرض آن حضرت رساندند .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : « نزد عمر بن خطاب برويد تا او در اينباره قضاوت كند » .
آنان نزد عمر رفته و جريان را گفتند ، او گفت : چرا نزد رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) نرفتهايد و به اينجا آمدهايد ؟
گفتند : به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) رفتيم ، او ما را نزد شما فرستاد .
عمر گفت : چرا پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) شما را نزد ابو بكر نفرستاد ؟ .
گفتند : نزد او نيز فرستاد .
عمر گفت : او چه گفت ؟ .
گفتند : ابو بكر گفت : حيوانى ، حيوان ديگر را كشته است و چيزى بر گردن صاحب حيوان كشنده نيست .
عمر گفت : به نظر من نيز همين است كه ابو بكر گفته ! !
آنان به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بازگشتند و همهء جريان را به عرض آن حضرت رساندند .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به آنان فرمود : « به حضور علىّ بن ابيطالب ( عليه السّلام ) برويد تا او در اين مورد قضاوت كند » .
آنان به حضور على ( عليه السّلام ) رفته و جريان را گفتند .
على ( عليه السّلام ) فرمود : « اگر گاو به اصطبل و جايگاه الاغ رفته و الاغ را كشته است ، صاحب گاو بايد قيمت الاغ را به صاحبش بدهد و اگر الاغ به اصطبل و جايگاه گاو رفته و گاو او را كشته است ، بر گردن صاحب گاو چيزى نيست » .
آن دو مرد به حضور رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بازگشتند و چگونگى قضاوت على ( عليه السّلام ) را به عرض رساندند .
پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : « لقد قضى على بن ابيطالب بينكما بقضاء اللّه عزّ اسمه » .
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 134
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٣٤