تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
فرمود : « اى مردم ! اين ( لشگر ) دشمن خداست كه مىخواهد شبانه به شما حمله كند ، كيست كه به جنگ آنان برود و آنان را از حركت باز دارد » ؟ . جمعى از صفّه‌نشينان ( همانها كه از مكّه به مدينه مهاجرت كرده بودند و در كنار صفّه‌هاى مسجد سكونت داشتند ) گفتند : « اى رسول خدا ! ما آماده‌ايم تا به سوى آنان برويم ، هر كس را بخواهى فرماندهء ما قرار بده تا تحت فرماندهى او ، حركت كنيم » . پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بين آنان و غير آنان قرعه زد و قرعه به نام هشتاد نفر افتاد . آنگاه ابو بكر را طلبيد و پرچم را به دست او داد و فرمود : « پرچم را بگير و به سوى قبيلهء بنى سليم كه نزديك سرزمين « حرّه » هستند برو » . ابو بكر همراه سپاه اسلام به سوى شورشيان حركت كردند تا به نزديك سرزمين آنان رسيدند كه در آن سرزمين ، سنگ بسيار بود و لشگر دشمن در وسط درّه قرار داشت كه فرود آمدن به آن سخت و دشوار بود ، وقتى كه ابو بكر با همراهان به آن درّه رسيدند و خواستند سرازير شوند ، دشمنان به سوى ابو بكر و همراهانش تاختند و او را وادار به عقب‌نشينى و فرار نمودند و در اين درگيرى جمعيّت بسيارى از مسلمين به شهادت رسيدند . ابو بكر با همراهان به مدينه بازگشتند و به حضور پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) رسيده و جريان را به عرض رساندند . پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) اين بار پرچم را به عمر بن خطّاب داد و او را به جنگ با دشمن فرستاد . عمر با همراهان به سوى دشمن ، حركت كردند ، سربازان دشمن در پشت سنگها و درختها ، كمين نموده بودند ، همين كه عمر خواست به آن درّه سرازير گردد ، دشمنان از كمين بيرون آمدند و به مسلمين حمله كردند و آنان را شكست دادند ( و آنان به مدينه بازگشتند ) رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) از اين حوادث دردناك ، بسيار ناراحت شد . « عمرو عاص » گفت : « اى رسول خدا ! اين بار مرا ( پرچمدار كن و ) به سوى دشمن بفرست ؛ زيرا جنگ يك نوع نيرنگ است ، شايد من از شيوهء نيرنگ بتوانم بر دشمن ضربه بزنم ، رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) عمرو عاص را همراه گروهى روانه كرد كه ابو بكر و عمر
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 122 | العلامة الحلي / اشتهاردى / محمدى اشتهاردى