تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
« بريده » جلوتر از سپاه اسلام خود را به مدينه رساند ، و با عمر بن خطاب ملاقات كرد ، عمر از جريان جنگ و بازگشت او سؤال كرد ، بريده جريان آمدنش را براى عمر بازگو كرد ، عمر گفت : « آرى ، آنچه در دل دارى برو و به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بگو كه به زودى آن حضرت را به خاطر دخترش كه همسر على است نسبت به على خشمگين مىيابى » . بريدهء اسلمى به حضور پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) رفت و نامهء خالد بن وليد را براى پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) خواند ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) خشمگين شد و آثار خشم لحظه به لحظه در چهره‌اش ديده مىشد . بريده گفت : « اى رسول خدا ! اگر تو مسلمين را اين گونه آزاد بگذارى غنايم ( بيت المال ) آنان حيف و ميل مىشود » . پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به او فرمود : « واى بر تو اى بريده ! راه نفاق را پيش گرفته‌اى » . « انّ علىّ بن ابيطالب ( عليه السّلام ) يحلّ له من الفىء مثل ما يحلّ لى انّ علىّ بن ابى طالب خير النّاس لك و لقومك و خير من اخلف بعدى لكافّة امّتى . . . » . « براى على ( عليه السّلام ) از غنيمت جنگى ، رواست آنچه را كه بر من رواست ، على ( عليه السّلام ) براى تو و قبيلهء تو ، بهترين انسانهاست و على ( عليه السّلام ) برترين شخصى است كه او را جانشين خود بعد از خودم بر همهء امّتم مىكنم . . . » . اى بريده ! بپرهيز از اينكه على ( عليه السّلام ) را دشمن بدارى كه در اين صورت خدا تو را دشمن بدارد . بريده مىگويد : از كار خودم به قدرى ناراحت شدم كه حاضر بودم زمين دهن باز كند و مرا در كام خود فرو برد و گفتم : « پناه مىبرم به خدا از خشم خدا و خشم رسول خدا ، اى رسول خدا ! براى من از پيشگاه خدا طلب آمرزش كن و ديگر هرگز با على ( عليه السّلام ) دشمنى نمىكنم و دربارهء او جز خير سخنى نمىگويم » . پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) براى او طلب آمرزش كرد ( و به اين ترتيب توطئهء كينه‌توزان خنثى گرديد ) . * * *
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 120 | العلامة الحلي / اشتهاردى / محمدى اشتهاردى