تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
رضا عليه السّلام وقتى كه در روز جمعه از مسجد جامع بازمىگشت ، عرق و گرد و غبار او را فرا گرفته بود ، دستهايش را به آسمان بلند نموده و چنين دعا مىكرد : « خدايا اگر آسودگى من از وضع موجود ، در مرگ است ، همين ساعت در مرگ من شتاب كن » « 1 » ، و آن حضرت همواره غمگين و اندوهناك بود تا اينكه به دار باقى شتافت - درودهاى خدا بر او باد » . [ اين روايت بيانگر آن است كه حضرت رضا عليه السّلام در خراسان ، تحت فشار بود ، و از اوضاعى كه مأمون ، به وجود آورده بود ، ناراضى بود ، به حدّى كه آرزوى مرگ مىكرد ، بنابراين حضرت رضا عليه السّلام هرگز حكومت مأمون را با صدق قلب ، نپذيرفت ، بلكه در فرصتهاى مناسب ، تنفّر و ناخشنودى خود را از آن ، ابراز مىداشت ] .
هامش
( 1 ) اللّهمّ ان كان فرجى ممّا انا فيه بالموت ، فعجّل لى السّاعة .