سپس آنچنان خود را به تابوت چسبانيد ، چنان كه نوزاد گوسفند ، خود را به مادر مىچسباند ، پس از تشييع ، نزد من آمد و فرمود : اى پسر سيّار !
من شيّع جنازة ولىّ من اوليائنا خرج من ذنوبه كيوم ولدته امّه لا ذنب عليه
: « كسى كه جنازهء يكى از دوستان ما را تشييع كند ، از گناهانش بيرون مىآيد و آن چنان مىشود كه از مادر تازه متولّد شده و گناهى ندارد » .
وقتى كه آن جنازه را كنار قبر بر زمين نهادند ، آقايم حضرت رضا عليه السّلام را ديدم ، به پيش آمد ، مردم را كنار زد تا نزديك جنازه رسيد ، دست بر سينهء آن شخص فوت شده نهاد و فرمود :
يا فلان بن فلان ، ابشر بالجنّة ، فلا خوف عليك بعد هذه السّاعة
: « اى فلانى پسر فلانى ، مژده باد تو را به بهشت ، از اين ساعت به بعد ، خوفى بر تو نيست » .
به حضرت عرض كردم : « قربانت گردم ، آيا اين شخص را مىشناسى ؟
سوگند به خدا به اين شهر و سرزمين قبلا نيامدهاى ، و اين نخستين بار است كه بر آن قدم مىگذارى » .
امام رضا عليه السّلام در پاسخ فرمود : اى پسر سيّار !
اما علمت انّا معاشر الائمّة تعرض علينا اعمال شيعتنا صباحا و مساء فما كان من التّقصير فى اعمالهم سألنا اللّه تعالى ، الصّفح لصاحبه ، و ما كان من العلو سألنا الشّكر لصاحبه
: « آيا نمىدانى كه اعمال شيعيان ما گروه امامان ، در شب و روز بر ما عرضه مىشود ، اگر تقصيرى در اعمال آنها باشد ، از درگاه خداوند مىخواهيم از تقصير آنها بگذرد ، و اگر اعمالشان شايسته بود ، از خداوند مىخواهيم تا جزاى نيك به آنها عنايت فرماى » « 1 »
8 - همنشينى امام رضا عليه السّلام با طبقات ضعيف در كنار سفره و . . .
ياسر خادم مىگويد : وقتى كه حضرت رضا عليه السّلام از كارها فارغ
هامش
( 1 ) مناقب آل أبي طالب ، ج 4 ، ص 341 .