حضرت مىگويد :
قيل لى انت اوحد النّاس فى * كلّ كلام من المقال بديه
لك فى جوهر الكلام فنون * ينثر الدّرّ فى يدى مجتنيه
فعلى ما تركت مدح ابن موسى * و الخصال الّتى تجمّعن فيه
قلت لا اهتدى لمدح امام * كان جبريل خادما لابيه « 1 »
: « به من گفته شد ؛ تو در هر سخن ، و گفتار پياپى و حاضر جوابى ، در ميان مردم ، يگانه و بىنظير هستى .
و در نغزگوئى و سخنشناسى ، در رشتههاى گوناگون ، كارشناس هستى .
و سخنان تو ، همانند گوهرهائى از معانى را در پيش روى دريافتكنندهاش مىگستراند .
بنابراين ، پس چرا ، از مدح امام رضا عليه السّلام و تمجيد خصلتهاى پرارزشى كه در وجود او جمع است ، دهان فرو بستهاى ؟
در پاسخ گفتم : مرا ياراى مديحهسرائى آن امام همامى نيست كه جبرئيل ، خدمتگزار پدرش ( امام كاظم عليه السّلام ) بود » .
7 - عرضهء اعمال شيعيان بر امامان عليهم السّلام
ابن شهر آشوب به سند خود ، از موسى بن سيّار نقل مىكند كه گفت : من همراه حضرت رضا عليه السّلام [ در سفر او ، از مدينه به طوس ] بودم ، وقتى كه نزديك طوس رسيديم و ديوارهاى طوس نزديك گرديد ، ناگاه صداى گريه و شيون شنيديم ، دنبال صدا را گرفتيم ، ديديم جمعى ، در كنار جنازهاى هستند [ و بستگان فوت شده ، گريه مىكنند ] در اين هنگام ديدم مولايم حضرت رضا عليه السّلام پا از ركاب خالى كرد و به طرف جنازه حركت نمود ، آن را با حاضران بلند كرد ، و
هامش
( 1 ) در كتاب « الكنى و الألقاب » ، ج 1 ، ص 169 ، دو شعر نخست چنين ذكر شده است :قيل لى انت اوحد النّاس طرّا * فى فنون من الكلام النّبيهلك من جوهر الكلام بديع * يثمر الدّرّ فى يدى مجتنيه( مترجم )