11 - اعتراض شديد امام رضا عليه السّلام به تعيين نكردن مزد كارگر
روزى حضرت رضا عليه السّلام غلام سياهى را ديد كه با غلامان ديگر آن حضرت مشغول كار بودند [ معلوم شد كه آن غلام سياه را به عنوان كارگرى ، گرفتهاند ] . امام رضا عليه السّلام به آنها فرمود : « آيا مزد اين كارگر را تعيين كردهايد ؟ ! » .
آنها عرض كردند : « نه ، بلكه به هر مزدى ما راضى شويم ، او راضى است » .
امام رضا عليه السّلام شديدا خشمگين شد ، و آنها را با تازيانه زد ، كه چرا مزد كارگر را تعيين ننمودهاند ! !
12 - شجاعت حضرت رضا عليه السّلام در برابر هارون
[ بعد از شهادت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام ، حدود ده سال ( از سال 183 تا 193 ه ق ) امامت حضرت رضا عليه السّلام در عصر حكومت هارون الرّشيد ( پنجمين خليفهء عبّاسى ) واقع شد ، و آن حضرت در زمان او ، امامت خود را آشكار ساخت ] .
محمد بن سنان مىگويد : به امام رضا عليه السّلام عرض كردم : شما بعد از پدرتان ، امامت خود را آشكار نموديد ، با توجّه به اينكه از شمشير هارون خون مىچكد ؟
امام در پاسخ فرمود : « سخنى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا بر اين كار جرئت بخشيد ، آنجا كه فرمود : « اگر ابو جهل ، از سر من يك لاخهء مو بگيرد ، گواهى دهيد كه من پيامبر نيستم » ، و من به شما مىگويم : « اگر هارون از سر من يك لاخهء مو بگيرد ، من امام نيستم » « 1 » .
[ براستى چه كسى در آن عصر قلدرى هارون ، قدرت داشت كه در برابرش اظهار امامت كند ؟ و او را همانند ابو جهل بداند ؟ ! ] .
هامش
( 1 ) روضة الكافى ، ص 257