تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ما حاجتك : « چه حاجت دارى ؟ » فضل : « اى آقاى من ! اين نامه [ سند اعطاى جايزه ] است « 1 » كه امير مؤمنان ( مأمون ) به من عطا كرده ، و شما سزاوارتر هستيد كه همانند امير مؤمنان ( مأمون ) را به من عطا كنيد ، زيرا شما ولىّ عهد مسلمانان هستيد » . امام رضا : آن نامه را برايم بخوان ! - و آن نامه در پوست بزرگ نوشته شده بود - فضل بن سهل همچنان ايستاده بود [ بىآنكه امام به او بفرمايد بنشين ] تا اينكه آن نامه را خواند ، هنگامى كه فارغ شد ، امام رضا عليه السّلام به او چنين فرمود : يا فضل لك علينا هذا ما اتّقيت اللّه عزّ و جلّ : « اى فضل ! اين نامه ، براى تو بر ما ، مورد قبول است ، مادام كه از خدا بترسى و پرهيزكار باشى » امام رضا عليه السّلام با همين يك جمله « مادام كه تقوا داشته باشى » ، ترفند فضل را درهم شكست ، و تقاضاى او را نقض فرمود [ زيرا فضل داراى صفت تقوا نبود ، و طبعا نامهء او مورد قبول و امضاى امام نمىشد ] . فضل [ بىآنكه نتيجه بگيرد ] ، از نزد امام رضا عليه السّلام خارج شد .

10 - اعتراض شديد امام رضا عليه السّلام به اسرافكارى

ياسر خادم مىگويد : روزى غلامان امام رضا عليه السّلام ميوه مىخوردند ، ولى هنوز كاملا آن را نخورده بودند ، به گوشه‌اى مىانداختند . امام رضا عليه السّلام اين اسرافكارى را از آنها ديد و با تندى به آنها فرمود : سبحان اللّه ! اگر شما به اين ميوه‌ها نياز نداريد ، انسانهائى هستند كه نياز دارند ، چرا دور مىريزيد ، آن را به كسى بدهيد كه نياز به آن دارد » .
هامش
( 1 ) اين نامه ، « سند حبوه » [ اعطاى درجه و مدال ] بود كه در آن ، آنچه را « فضل » از اموال و ملك و رياست كه بتواند او را به آرزويش برساند و دوست داشت ، مأمون به او داده بود ، و پاى نامه را امضاء كرده بود ، و او مىخواست ، همانند آن را ، امام رضا عليه السّلام نيز به او بدهد ! ! ( مؤلّف )
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 339 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى