مطيّتك الى مماتك ، ام كيف تسبغ طعامك و انت تنتظر حمامك : « چگونه از آن حال ( درون قبر ) ايمن هستى ، با اينكه ناچار تو به سوى آن رفتنى هستى ، يا چگونه زندگى دنياى خود را گوارا مىپندارى ، با اينكه همين دنيا چون مركبى است كه تو را به سوى مرگ مىبرد ، يا چگونه غذا براى تو خوش طعم است ، با اينكه در انتظار مرگ خود هستى ؟ ! » .
و لم تتزوّد للرّحيل و قد دنا * و انت على حال وشيكا مسافر
فيا ويح نفسى كم اسوّف توبتى * و عمرى فان و الرّدى لى ناظر
و كلّ الّذى اسلفت فى الصّحف مثبت * يجازى عليه عادل الحكم قاهر
: « و براى كوچ كردن به سوى آخرت ، با اينكه ساعت كوچ نزديك شده ، توشه فراهم ننمودى ، و با اينكه تو در حال شتاب براى اين سفر و كوچ مىباشى .
اى واى بر من ، چقدر توبهء خود را به عقب انداختم ، با اينكه عمرم ناپايدار ، و مرگ و هلاكت به من چشم دوخته است .
همهء اعمال گذشتهام در نامهء عمل من ثبت شده ، و خداى قاهر و عادل ، داورى كرده و مرا مجازات خواهد كرد » .
فكم ترفع بدينك دنياك ، و تركب فى ذلك هواك ، انّى لاراك ضعيف اليقين ، يا رافع الدّنيا بالدّين ، أ بهذا امرك الرّحمن ، ام على هذا دلّك القرآن
: « اى انسان ! چقدر با ويران كردن دينت ، دنياى خود را بالا مىبرى و آباد مىكنى ، و در اين راه ، با مركب هواى نفس مىتازى ، من يقين تو را ضعيف مىبينم ، اى كسى كه با پائين آوردن دين ، دنيا را بالا مىبرى ، آيا خداوند رحمان تو را به اين كار فرمان داده است ؟ يا قرآن تو را اين گونه ، راهنمائى نموده است ؟ ! » .
تخرّب ما يبقى و تعمر فانيا * فلا ذاك موفور ، و لا ذاك عامر
و هل لك ان وافاك حتفك بغتة * و لم تكتسب خيرا لدى اللّه عاذر
أ ترضى بان تفنى الحياة و تنقضى * و دينك منقوص و مالك وافر