و كم شامت مستبشر بوفاته * و عمّا قليل كالّذى صار صائر
: « چه بسيار از بازماندگان ، كه از سوز دل و دردمندانه براى او گريه مىكنند ، و بعضى خواهان صبر و استقامت هستند ، ولى صبرشان از دستشان رفته است .
و بعضى مىگويند : « انّا للّه و انّا اليه راجعون » و با خلوص نيّت ، براى او از درگاه خدا ، جوياى رحمت هستند ، و نيكىهاى او را يادآورى كرده ، و براى او دعاى خير و طلب آمرزش مىكنند .
و بسيارى از مرگ او شادند و از او بدگوئى مىنمايند ، با اينكه آنها هم پس از اندك مدّتى راه او را مىروند و به او مىپيوندند » .
شقّ جيوبها نسائه ، و لطم خدودها امائه ، و اعول لفقده جيرانه ، و توجع لرزئه اخوانه ، ثمّ اقبلوا على جهازه و تشمّروا لابرازه
: « زنان او در مصيبت مرگ او ، گريبانشان را چاك كرده ، و كنيزانش بر رخسارشان چنگ زدهاند ، همسايگانش از فقدان او شيون مىنمايند ، برادرانش از مصيبت او ، در سوگ و عزا نشستهاند ، سپس براى غسل و كفن و خاكسپارى او ، به او رو مىآورند ، و براى بيرون آوردن جنازهء او آماده مىگردند » :
فظلّ احبّ القوم كان لقربه * يحثّ على تجهيزه و يبادر
و شمّر من قد احضروه لغسله * و وجّه لمّا فاظ للقبر حافر
و كفّن فى ثوبين فاجتمعت له * مشيّعه اخوانه و العشائر
: « آن كس كه از همهء مردم بيشتر او را دوست داشته و به او نزديكتر بوده ، در غسل و كفن و دفن او بيشتر عجله و شتاب مىكند .
آنگاه آنان كه براى غسل دادن او ، حاضر شدهاند ، آماده مىشوند و به غسل دادن او مىپردازند ، و قبر كن هنگام مرگ او ، براى كندن قبر فرستاده مىشود ، و بدن او را با دو پارچه كفن كنند ، آنگاه تشييع كنندگان از برادران و بستگانش براى تشييع او به سوى قبر ، اجتماع مىنمايند » .
فلو رأيت الاصغر من اولاده ، و قد غلب الحزن على فؤاده ، فغشى من الجزع