الا لا و لكنّا تعزّ نفوسنا * و تشغلنا اللذّات عمّا نحاذر
و كيف يلذّ العيش منح هو موقن * بموقف عدل حين تبلى السّرائر
كانّا نرى الّا نشور و انّنا * سدى ما لنا بعد الفناء مصائر
: « ولى بدانيد كه نه چنين است ، بلكه وضع ما طورى است كه دنيا دلهاى ما را ( به جاى آنكه نسبت به آن ، كم اعتنا باشيم ) قوىّ مىسازد ، و هوسهاى دنيا ما را از آنچه را كه بايد از آن بر حذر باشيم ، بازمىدارد .
به راستى چگونه زندگى لذتبخش است براى كسى كه يقين دارد كه او را در پيشگاه عدل الهى قرار مىدهند ، در آن هنگام كه پنهانىها آشكار شود .
ولى [ ما آن چنان غافل و بىخبر هستيم ] گوئى معتقديم كه روز قيامت و حساب و كتابى در كار نيست ، و بيهوده آفريده شدهايم ، و بعد از مرگ ، به جائى نمىرويم ، و همه چيز با مرگ تمام مىشود » .
و ما عسى ان ينال طالب الدّنيا من لذّتها ، و يتمتّع به من بهجتها ، مع فنون مصائبها ، و اصناف عجايبها ، و كثرة تعبه فى طلّابها و فى اكتسابها و ما يكايد من اسقامها و اوصابها
: « اميد آن نيست كه جويندهء دنيا به لذّتهاى آن برسد ، و از زيبائىهاى آن بهرهمند گردد ، با اينكه دنيا داراى مصائب و گرفتارىهاى گوناگون است ، و شگفتىهايش متعدّد مىباشد ، و در طلب و به دست آوردن آن ، رنجهاى بسيار وجود دارد ، و سختىهائى از بيمارىها و رنجورىها در آن مىباشد » .
و ما ان بنى فى كلّ يوم و ليلة * يروح عليها صرفها و يباكر